جعفر بن محمد و موسى بن جعفر و على بن موسى و محمد بن على و على بن محمد و حسن بن على و حجّت قائم - عليهم السّلام - كه همچون ستارهء درخشانى در ميان آنها بود . گفتم : اى پروردگار ! اينان كيستند ؟ فرمود : اينان امامان هستند و اين قائم است حلالم را حلال و حرامم را حرام مىنمايد و از دشمنانم انتقام مىگيرد . اى محمد ! او را دوست بدار ، كه من او را و دوستدارندهء او را دوست دارم . « 1 »
مىگويم : اين حديث دلالت دارد بر اينكه در محبّت آن حضرت ويژگىاى هست كه مقتضى امر مخصوص از سوى خداى تعالى گرديده ، با اينكه محبّت همهء امامان عليهم السّلام واجب است و سرّ اين مطلب چند چيز است ، از جمله ؛
1 - محبّت و شناخت آن حضرت از محبّت و معرفت امامان ديگر عليهم السّلام جدا نمىگردد ، ولى عكس آن چنين نيست ( يعنى ممكن است كسى نسبت به امامان ديگر محبّت و معرفت داشته باشد ، ولى نسبت به آن حضرت معرفت و محبّت نداشته باشد ) . بنابراين اگر انسان آن بزرگوار را بشناسد و او را دوست بدارد ، حقيقت ايمان در او كامل مىگردد . و شاهد بر اين است آنچه در مجلّد نهم بحار به نقل از كتاب « الفضائل » آمده ، از امام رضا عليه السّلام ، از پدرانش ، از رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله در حديثى كه در آن نامهاى امامان عليهم السّلام را ياد كرده ، تا آنجا كه فرمود : هركس دوست مىدارد خداوند را ملاقات كند ، درحالىكه ايمانش كامل و اسلامش نيكو باشد ، بايد كه ولايت حجّت صاحب الزمان منتظر را دارا گردد ، پس اينان چراغهايى در تاريكى و امامان هدايت و نشانههاى تقوا هستند ، هركس آنان را دوست بدارد و ولايتشان را دارا شود ، من براى او ضمانت مىكنم كه خداوند او را به بهشت خواهد برد . « 2 »
2 - چيره شدن دين و غالب گرديدن مسلمين بر كافرين به دست آن حضرت و با ظهور آن جناب بهطور كامل انجام مىگردد ، چنانكه در بخش چهارم گذشت . و اين چيزى است كه از نظر عقل و شرع موجب محبّت آن حضرت بهطور خاصّ مىباشد .
3 - آنچه در بعضى از روايات آمده ، كه آن حضرت بعد از امير المؤمنين و امام حسن و امام حسين عليهم السّلام از ساير امامان افضل است ، چنانكه سيد بحرانى در كتاب « غاية المرام » در باب بيست و سوم از نعمانى به سند خود ، از امام صادق ، از پدرانش عليهم السّلام روايت كرده كه رسول
هامش
( 1 ) . غاية المرام ، 189 باب 23 ح 105 .
( 2 ) . بحار الانوار ، 36 / 296 باب 41 ح 125 .