تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 177

مساهمون:

ص١٧٧
عنايت فرمايد . بنابراين چه‌طور مىتوان به مانند اين حديث تمسك نمود و عمومات ادلّه تحريم را از ظاهرشان منصرف كرد ؟ دوم : بر فرض كه اين حديث از معصوم عليه السّلام صادر شده باشد ، در مطلب مورد بحث صراحت ندارد ، در آن دقّت كنيد . سوم : اين‌كه بر فرض كه دلالت داشته باشد ، بر منحصر بودن علّت تحريم در اين مطلب دلالت ندارد ، تا به همان مورد كه آن علّت وجود دارد بسنده شود ، بلكه اين امر نمىتواند علّت حقيقى باشد ، چون ضمير در فرمودهء آن حضرت : كه او را نشناسند . اگر به اسم برگردد ؛ يعنى ياد كردن اين اسم جايز نيست ، تا دشمنان آن اسم را نشناسند . اين بر خلاف مقصود خواهد بود ، زيرا كه آن‌ها با اخبار بسيارى كه از پيغمبر و امامان عليهم السّلام رسيده ، كه تصريح دارند كه اسم او اسم رسول خدا است ، آن اسم را شناخته‌اند كه محمد است . و اگر ضمير به قائم عليه السّلام برگردد ؛ يعنى : ياد كردن اين اسم جايز نيست ، تا مبادا دشمنان بدانند كه مقصود از اين اسم كيست . باز به دو وجه درست نيست ؛ وجه اوّل : اين‌كه افرادى كه محمد ناميده شده‌اند در هر زمان بسيار بوده و هستند ، پس هرگاه يك شيعه به شيعهء ديگرى در مجلس دشمنان مثلا بگويد : « محمّد فرمود » يا « محمد را ديدم » و منظورش امام زمانش باشد ، دشمنان نمىدانند كه منظور از اين اسم كيست و هيچ ترس و تقيّه‌اى در اين صورت نيست . وجه دوم : اين‌كه اگر اين امر سبب حقيقى تحريم بود ، واجب است كه از ياد كردن آن حضرت عليه السّلام با القاب مخصوصش مانند صاحب غيبت و صاحب الزمان و حجّت از آل محمد عليهم السّلام نهى گردد ، چون اگر يك نفر شيعه به يكى از هم‌كيشان خود ، در مجلس دشمنان بگويد : صاحب غيبت يا حجّت آل محمد را ديدم ، دشمنان خواهند فهميد كه منظورش شخص خاصّ مىباشد ، چون پيش از اين كسى به اين عناوين ناميده نشده است ، تا كسى كه آن جناب را با چنين عناوينى ياد مىكند ، بتواند بگويد : منظورم يكى از افراد مردم است ، بلكه در اين صورت دشمن به تجسّس و تفحّص دست مىزند ، تا صاحب آن نام مخصوص را بيابد ، بنابراين مىبايست اين خبر را بيان حكمت حكم به حرمت بردن آن نام حمل نمود يا نوعى آن را تأويل كرد . اگر بگوييد : به طرز ديگرى هم مىتوان بين ادلّهء دو طرف جمع كرد ، به اين‌كه اخبار حرمت را بر كراهت حمل كنيد ، چنان‌كه بعضى از بزرگان اين كار را كرده‌اند و مانند اين جمع در ابواب مختلف فقه بسيار است ؟