تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 164

مساهمون:

ص١٦٤
هشتم : اين‌كه ناميده شدن به اسم محمد صلّى اللّه عليه و آله در حضرت قائم عليه السّلام منحصر نيست تا ياد كردن آن حضرت به آن اسم مورد نهى واقع گردد ، بدين منظور كه دشمنان او را نشناسند ، بلكه اگر علّت اين حكم ترس بود ، مىبايست نهى مىشد از اين‌كه آن جناب با عنوان حجّت و صاحب الغيبه و مانند اين‌ها ياد شود ، زيرا كه پيش از آن حضرت ، كسى به اين عناوين ناميده نشده است ، بلكه لازم بود كه آن جناب با عنوان ابن العسكرى نيز ياد نگردد ، زيرا كه اين نحوهء ياد كردن صراحت دارد در اين‌كه او زنده و باقى است ، پس دشمنان به جستجويش برمىخيزند . و از اينجا روشن مىشود كه قول به اختصاص داشتن حرمت به زمان غيبت صغرى ضعيف است ، چون‌كه اگر ترس و تقيّه علّت اين حكم بود مىبايست از ياد كردن القاب مخصوص آن حضرت نيز نهى مىشد . جان كلام اين‌كه : حرام بودن ياد اسم شريف ، به ترس يا عدم آن بستگى ندارد ، بر خلاف ساير نام‌ها و القاب آن جناب كه جواز يا حرمت آن‌ها پيرامون ترس و تقيّه دور مىزند كه هرگاه جاى تقيّه باشد ذكر آن‌ها جايز نيست و در صورتى كه تقيّه نباشد جايز است ، و همچنين در مورد بردن نام ساير امامان عليهم السّلام حكم همين‌طور است ، پس همهء امامان عليهم السّلام در اين حكم مساوى هستند ، چنان‌كه روايات بر آن دلالت دارد ، و اين وجه در اينجا به ذهن رسيد ، كه توضيح و بيان بيشترى در مورد آن به زودى خواهد آمد ان شاء اللّه تعالى . و امّا بعضى از وجوه گذشته را محقّق نورى رحمه اللّه يادآور شده است . بنابراين از مطالعهء تمام اين وجوه و امور براى فقيه زبردست يقين حاصل مىشود به اين‌كه ترسى كه در دو خبر ياد شده اشاره گرديده ، حكمت قرار دادن اين حكم است نه علّت آن . گذشته از اين‌كه حمل كردن روايات بر تقيّه خلاف اصل است ، زيرا كه شيوهء ظاهر عقلا و اهل زبان چنين است كه در محاورات و گفت‌وشنودهايشان در صدد بيان حكم واقعى مىباشند ، پس منصرف نمودن سخن به غير آن ، نيازمند به دليل صريحى است كه موجب دست برداشتن از عمومات بسيار گردد كه در اين مورد چنين دليلى وجود ندارد . و نيز قول به تحريم مطلق - چنان‌كه دانستى - مقتضاى ظهور عامّ مىباشد ، پس تخصيص دادن آن ( حرمت ) به پاره‌اى از افراد آن ( موارد ترس و تقيّه و . . . ) بيرون كردن عام از ظاهر آن است بدون اين‌كه دليلى بر آن بوده باشد . و باز [ اشكال ديگر اين‌كه ] اختصاص دادن حرمت به حال ترس و تقيّه مايهء خارج كردن بيشتر افراد از عنوان عامّ است و جايز نبودن آن بر اهل تدبّر و دقّت پوشيده نيست . اكنون كه اين نكات را دانستى ، مىگويم : آنچه ما اختيار كرديم كه حرمت آن اسم شريف