تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 165

مساهمون:

ص١٦٥
معهود آن حضرت - عجّل اللّه فرجه الشريف - را ياد كردن به مجالس و مجامع اختصاص دارد ، به چند امر تأييد مىگردد : يكم : اين‌كه در احاديث معراج يك خبر هم نقل نشده كه خداوند - جلّ جلاله - به نام حضرت مهدى - روحى فداه - تصريح كرده باشد ، چنان‌كه بر پژوهنده مخفى نمىماند . دوم : اين‌كه در احاديث نبوى - با همه بسيارى و تظافرى كه دارند - يك حديث هم نقل نشده كه پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله اسم شريف آن حضرت - عجّل اللّه فرجه الشريف - را تصريح كرده باشد ، بلكه با القابش او را ياد مىنمود ، يا اين‌كه مىفرمود : نام او نام من و كنيه‌اش كنيهء من است . و اين دو وجه را محدّث نورى رحمه اللّه يادآور شده كه هر دوى آن‌ها قابل مناقشه است . سوم : اجماع منقولى كه در سخنان سيّد محقّق داماد موجود است كه بد نيست سخنش را - همان‌گونه كه يكى از اوتاد - براى تأييد و استشهاد حكايت نموده ، بياوريم . وى - كه خداى تعالى رحمتش كند - در كتاب « شرعة التسمية في زمان الغيبة » گويد : شيوه دين و راه و رسم مذهب چنين است كه براى احدى از مردم در اين زمان - يعنى زمان غيبت - تا آن‌گاه كه هنگام فرج فرا رسد و خداوند سبحان براى ولىّ و حجّت خود بر خلقش و به پا خاسته به امرش و منتظر حكمش به ظهور و خروج ، حلال نيست كه نام و كنيهء آن جناب - صلوات اللّه عليه - را در ميان مجمعى و انجمنى به‌طور آشكار ياد كند ، اسم شريفش را بلند بگويد و كنيهء گرامىاش را به‌طور علنى ياد نمايد . و شيوهء مشروعى كه از بزرگان دين - صلوات اللّه عليهم أجمعين - به دستمان رسيده ، نسبت به ياد كردنمان از آن حضرت ، تا مادامى كه غيبتش باقى است ، آن‌كه : از ذات مقدسش با القاب قدسيه‌اش كنايه آوريم ، مانند : « الخلف الصّالح و الإمام القآئم و المهديّ المنتظر و الحجّة من آل محمّد عليهم السّلام » و كنيه را بگوييم و همهء هم‌كيشان گذشتهء ما و اساتيد پيشينمان كه در ضبط آثار شرع و حفظ شعاير دين از ما پيش‌كسوت‌تر بوده‌اند - رضوان خداوند بر همهء آنان باد - بر اين امر متّفقند ، و رواياتى كه نصّ بر اين معنى است از امامان معصوممان - صلوات اللّه عليهم أجمعين - به‌طور متظافر رسيده است و كسى اين دستور را انكار نمىدارد ، مگر آن‌هايى كه در احكام و اخبار ، تصوّرشان ضعيف و اطّلاعشان از دقايق و اسرار اندك مىباشد و جز كوته‌فكرانى كه درجهء فقه و مرتبهء علمشان همين مقدار است كه بهره‌اى از خبرگى به اسرار نهانى مراسم شريعت و نشانه‌هاى سنّت ندارند و بينشى در حقايق قرآن حكيم و بهره‌اى از شناخت رازهاى نهفته در احاديث