تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 162

مساهمون:

ص١٦٢
صاحب الامر عليه السّلام سؤال نمايم ، پس جواب بيرون آمد كه : اگر بر اسم ، آن‌ها را دلالت دهى ، آن را شايع مىكنند و اگر منزلگاه را بدانند ، آن را نشان خواهند داد . « 1 » و مانند آنچه در « كمال الدين » از عبد اللّه بن جعفر حميرى ، از محمد بن عثمان عمرى ضمن حديثى روايت آمده ، كه حميرى به او گفت : تو جانشين حضرت ابو محمد امام عسكرى عليه السّلام را ديده‌اى ؟ جواب داد : آرى . به خدا سوگند ! . . . تا آن‌جا كه گويد : گفتم : پس اسم [ او را بگو ] ؟ گفت : بر شما حرام است كه از آن بپرسيد و من اين را از خود نمىگويم و براى من روا نيست كه حلال و حرام كنم و ليكن از خود او است ، چون نزد زمامدار چنين ثابت شده كه حضرت ابو محمد عليه السّلام درگذشت در حالىكه فرزندى از او به جاى نماند . . . تا اين‌كه گفت : و اگر اسم گفته شد ، جستجو واقع مىگردد ، از خداوند پروا كنيد و از اين كار دست بكشيد . « 2 » مىگويم : آنچه در اين دو خبر و مانند اين‌ها آمده ، وجه تشريع حكم و بيان حكمت نهى از بردن آن نام مقدس است ، همچنان‌كه حكمت تشريع غسل جمعه اين بود كه تا مردم از بوى زير بغل انصار اذيت نشوند - به طورى كه در كتاب « فقيه » و غير آن روايت شده - پس همان‌طور كه بر اثر منتفى شدن آن حكمت ، دستور غسل جمعه برداشته نمىشود ، هم‌چنين با منتفى شدن اين حكمت ، دستور حرمت نام بردن آن حضرت از بين نمىرود . اگر بگوييد : ظاهر علّتى كه در روايت دوم بيان شده ، آن است كه ترس ؛ علت حرام شدن است ، پس اگر ترس برداشته شود حكم نيز برداشته مىشود ؟ مىگويم : نمىتوان آن را بر علّت حقيقى حمل كرد ، به خاطر چند وجه ؛ اوّل : اين‌كه نظير اين عبارت در چندين مورد وارد شده و علماى ما آن‌ها را بر حكمت وضع حكم حمل كرده‌اند ، بنابراين روايت مزبور در آنچه ادعا شده ، ظهور ندارد . البته اگر نصّى در منحصر بودن علّت تحريم چيزى به‌طور خصوص وارد شود ، جايز است كه از عموم تحريم دست برداريم ، و اين امر در اينجا معلوم نيست آن‌طور باشد ، به جهت اين‌كه تصريحى در آن نيست و علم نداريم كه علّت حكم به هنگام ترس و تقيّه منحصر باشد ، چنان‌كه ان شاء اللّه تعالى خواهى دانست . دوم : اين‌كه اگر همين جهت علّت بود ، پيغمبر صلّى اللّه عليه و آله از ياد كردن نام آن جناب براى جندل خيبرى خوددارى نمىكرد و نيز امام صادق عليه السّلام اصحاب خود را از ياد نمودن نام شريفش نهى
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، 1 / 333 . ( 2 ) . بحار الانوار ، 51 / 348 .