روزى كه هر مردمى را به امامشان فرامىخوانيم پس هر آنكه امام خودش را بشناسد همچون كسى خواهد بود كه در خيمهء امام منتظر باشد » . « 1 »
مىگويم : اينكه فرمود : « نشانه را بشناس » در مورد شناختن امام كلمهء جامعى است ، و سخنان بزرگان سخن بزرگ مىباشد ، توضيح اينكه : منظور از نشانه چيزى است كه صاحب آن از غير خودش امتياز داده شود به گونهاى كه هركس نشانهاش را شناخت به اشتباه نيفتد ، و نشانهء امام يا به نسب او برمىگردد و يا به بدن او يا به علم و اخلاق او يا به ويژگىهاى هنگام ظهورش ، نشانههاى حتمىاى كه امامان معصوم عليهم السّلام خبر دادهاند ارتباط دارد . و علائم امام عليه السّلام ظاهر شدن معجزه بر دست او است ، و شخص پويندهء راه شناخت ، هرگاه نشانهء امام را دانست امامش را اشتباه نمىكند هرچند كه مدّعيان دروغين منصب او زياد باشند . و از همين روى فرمودهاند : « به درستى كه امر ما از آفتاب روشنتر است » و « همچون روز هيچگونه پوشيدگى در آن نيست . » پس به حمد اللّه وجوب شناخت صفات و نشانهها و اخلاق و دلايل آن حضرت واضح گشت چون معرفت نسبت به آن جناب به اين وسيله حاصل مىشود .
اكنون كه اين را دانستى ، مىگويم : بدون ترديد مقصود از شناختى كه امامان ما - كه درودها و سلامهاى خداوند بر ايشان باد - تحصيل آن را نسبت به امام زمانمان امر فرمودهاند ، مقصود شناختن آن حضرت است آنچنانكه هست ، به گونهاى كه سبب سالم ماندنمان از شبهههاى ملحدين گردد ، و مايهء نجاتمان از گمراه ساختن مفتريان گمراهكننده شود ، و چنين شناختى جز به دو امر حاصل نمىگردد ؛
يكى : شناختن شخص امام عليه السّلام به نام و نسب .
دوم : شناخت صفات و ويژگىهاى او .
و به دست آوردن اين دو شناخت از اهمّ واجبات مىباشد . واجب بودن شناخت اوّل واضح است ، و اضافه بر آنچه در بخش اوّل كتاب گذشت بر آن دلالت دارد روايتى كه شيخ اجلّ محمد بن ابراهيم نعمانى به سند خود از عبد اللّه بن ابى يعفور آورده كه گفت : به حضرت امام صادق عليه السّلام عرضه داشتم : مردى شما را دوست مىدارد و از دشمنتان بيزارى مىجويد ، و حلال شما را حلال و حرامتان را حرام مىشمارد ، و معتقد است كه اين امر [ امامت ] بين شما هست و به غير
هامش
( 1 ) . اصول كافى ، 1 / 372 .