تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 507

مساهمون:

ص٥٠٧
و به سند ديگرى از حضرت ابو جعفر باقر عليه السّلام آورده كه فرمود : همانا حديث ما صعب مستصعب ، اجرد ، ذكوان ، وعر ، شريف و كريم است ، پس هرگاه چيزى از آن شنيديد و دل‌هايتان برايش نرم شد ، آن را برگيريد و حمد الهى را بر آن بجاى آوريد ، و اگر تحمل نتوانستيد و توانش را نداشتيد ، پس آن را به امام عالم از آل محمد عليهم السّلام برگردانيد ، كه بدبخت هلاك‌شده كسى است كه بگويد : به خدا چنين نبوده . سپس فرمود : اى جابر ! همانا انكار همان كفر ورزيدن به خداى عظيم است . « 1 » فايده دوم : در بيان معنى حديث كه در فرمايشات امامان عليهم السّلام آمده : حديث ما صعب مستصعب است . احتمال دارد كه منظور تمام آنچه از ايشان رسيده ، بوده باشد و دشوارى آن چنين توجيه شود كه : تحمّل آن دشوار است . و معنى تحمّل : بيان و نشر آن در جاهاى مناسب و بنابر مقتضاى حال باشد ، چون مؤمن كامل ، مواقع بيان را مىشناسد و نيز مىداند كه در چه مواردى بايد آن را مخفى كند ، لذا در هرمقامى به آنچه صلاح او است - به نور ايمان - عمل مىنمايد . ولى آنچه به نظر قاصر من به واقع نزديك‌تر مىنمايد - بلكه به نظر هوشمند ماهر اين معنى متعيّن است - اين‌كه : منظور احاديثى است كه در فضائل آن‌ها بيان شده از اسرار غريب و آثار عجيب و مقامات والايى كه انديشه‌ها بدان راه نيابد و شؤون بديعى كه خردمندان از بيان آن‌ها عاجزند . بنابراين اضافه براى تخصيص است ، يعنى : حديث مخصوص ما كه در فضل و مقامات وارد است صعب مستصعب است ، چون نسبت حديث به ايشان به دو گونه متصور است : اول : مطلق آنچه به آن خبر داده‌اند ، كه احتمال اوّل بر اين معنى تطبيق مىشود . دوم : آنچه به ايشان اختصاص دارد و در بيان شؤون و مقامات و علوم و كرامات ايشان است . بنابراين اضافهء حديث به آن‌ها ، دلالت بر عموم دارد ، و ديگر نيازى نيست كه گفته شود : منظور بعضى از احاديث است كه مضاف را تقدير كنيم ، و يا بگوييم : از باب مجاز لغوى است كه عام ذكر گرديده و خاص اراده شده ، بلكه متعين آن است كه بر حقيقت حمل كنيم ، و اضافه را براى اختصاص بدانيم . و ممكن است مراد از حديث در آن روايات شأن و صفت باشد ، چنان‌كه در بعضى از گفته‌هاى يكى از بزرگان آمده ، يا اين‌كه حديث مرادف با ذكر يا امر باشد كه همه به يك معنى برمىگردد .
هامش
( 1 ) . بصائر الدرجات : 22 .