4 - غيبت و دورى از دوستان .
5 - مظلوميت به سبب غصب حقوق آن حضرت عليه السّلام .
6 - مظلوميت به خاطر اينكه خونبهاى پدر و اجداد و ارحام و بستگانش گرفته نشده .
7 - ايمان .
8 - بسيارى دشمنان و ناتوانى دوستان آن حضرت .
9 - بسيارى همّوغم و اندوه آن حضرت به خاطر ناراحتىهايى كه در زمان غيبت بر دوستان و شيعيانش مىرسد .
10 - طولانى بودن زمان ابتلا و محنت آن جناب .
11 - مجهول بودن قدر آن حضرت در ميان مردم و انحراف آنان از روش او .
12 - تقصير مؤمنين در متابعت و پيروى از آن حضرت و خدمت او .
و امور ديگرى كه با تأمل در جهات احوال آن حضرت - كه فدايش شويم - روشن مىشود .
پس مؤمن مخلص با دعا كردن براى آن حضرت ، فوايد و آثار جهاتى كه اشاره گرديد به دست مىآورد كه در اين دعا ثواب نيكى به پدر ، و رعايت حقّ برادر ، و كمك به غريب و مظلوم ، و نصرت مؤمن واقعى ، و دلجويى از مغموم و اندوهگين ، و رعايت حال گرفتار ، و ترحم بر عالم مجهول القدر را متضمن است .
و اما عنوان دوم - يعنى دعا كردن به عنوان پاداش احسان ديگرى - در بخش سوم و چهارم كتاب گفتيم : تمام نعمتها و منافعى كه در آنها غوطهوريم به توسط و بركت وجود شريف آن حضرت است ، به اضافهء انواع احسانهاى آن جناب در حقّ ما ، از دعا كردنش براى ما و دفع دشمنانمان و بردبارىاش نسبت به ما ، و فيوضات علمى و شفاعتش براى ما و انواع ديگر احسان كه زبان از بيان آنها عاجز است و خامه از تقرير آن قاصر . و خداوند - عزّ و جلّ - در سورهء الرحمن فرموده :
هَلْ جَزاءُ الْإِحْسانِ إِلَّا الْإِحْسانُ * فَبِأَيِّ آلاءِ رَبِّكُما تُكَذِّبانِ ؛
« 1 » آيا جزاى احسان به جز احسان است ، پس اى جن و انس كدامين نعمتهاى پروردگارتان را تكذيب مىكنيد .
پس اى كسى كه از پاداش نعمتهاى مولاى احسانكنندهات عاجز هستى ، آيا نمىتوانى ساعتى از ساعتهاى شب يا روزت را - كه بدون اختيارت مىگذرد - به دعا براى صاحب
هامش
( 1 ) . سوره الرحمن ، آيه 60 و 61 .