رسول اكرم صلّى اللّه عليه و إله پنجشنبه براى افطار در مسجد قبا بود ، فرمود : آيا آشاميدنى هست ؟ اوس بن خوله انصارى قدحى از شير آميخته به عسل براى آن حضرت آورد . ولى وقتى آن را چشيد قدح را كنار زد آنگاه فرمود : دو آشاميدنى كه مىشود به هريك از آندو اكتفا كرد ، آن را نمىآشامم ، تحريم هم نمىكنم ، ولى براى خدا تواضع مىنمايم كه هركس براى خدا تواضع كند خداوند او را رفعت دهد و هركه تكبر نمايد خدايش پايين آورد ، و هركس در زندگى ميانهروى كند خداوند روزىاش دهد ، و هرآنكه تبذير كند محرومش سازد ، و هركس زياد به ياد خدا باشد خداوند او را دوست دارد . « 1 »
موضوع دوم - معنى تواضع : بدان كه تواضع و تكبر از صفات و كيفيتهاى نفسانى است كه از هريك ، آثار بسيارى ظاهر مىشود . و تواضع اينكه : شخص پيش خودش نسبت به غير حقير باشد . و تكبّر اينكه : شخص در پيش خود نسبت به ديگرى بزرگ جلوه كند و ديگرى را نسبت به خودش حقير بداند . با اين قيد فرق بين تكبّر و عجب معلوم مىشود ، زيرا كه عجب آن است كه شخص در نظر خودش از لحاظ جمال يا كمال يا اعمال يا نسب ، يا همهء اينها پسنديده و خوب باشد - يا صرفنظر از ديگرى - درصورتىكه تكبّر آن است كه نسبت به ديگرى خودش را برتر و بهتر بداند . تكبّر از جهل سرچشمه مىگيرد كه شخص ، بدىهاى خودش و خوبىهاى ديگران را نشناسد يا از آنها غفلت ورزد .
همانطوركه به اين صفت نفسانى تكبّر گفته مىشود ، آثار آن را نيز بههمين عنوان مىنامند .
مثل : راه رفتن متكبّرانه ، و كشيدن جامه بر زمين ، و ترك جواب سلام ، و امثال اينها . همينطور تواضع بر آن صفت نفسانى ياد شده و نيز به آثار آن گفته مىشود . از قبيل : احترام بزرگان ، و نشستن با فقرا و مستمندان ، و اجابت دعوت آنان ، و پيشسلام بودن و امثال اينها .
و بدانكه تكبّر از صفات ناپسند و مايهء هلاكت دين است . و در مذمّت آن ، آيات و روايات بسيارى وارد شده است . از جمله : ثقة الاسلام كلينى در اصول كافى به سند خود از حضرت امام صادق عليه السّلام آورده كه فرمود : ريشههاى كفر سه چيز است : حرص و تكبّر و حسد . « 2 »
در همان كتاب از امام صادق عليه السّلام روايت كرده كه : ابو جعفر عليه السّلام فرمود : عزّت ، رداء خداوند و بزرگمنشى ، ازار او است ، پس هركس به آنها دست بيازد ، خداوند او را به رو به جهنّم افكند . « 3 »
هامش
( 1 ) . بحار الانوار : 66 / 324 .
( 2 ) . كافى : 2 / 289 .
( 3 ) . كافى : 2 / 309 .