صدوق در كتاب توحيد آورده از امام صادق عليه السّلام كه به ابن ابى يعفور فرمود : اى پسر ابو يعفور ! ماييم حجّت خداوند در بندگان و گواهان بر خلق و امناى وحى و گنجينهداران علم خدا و وجه او - كه از آن روى به سويش توجّه شود - و چشم او در خلايقش ، و زبان ناطق او ، و قلب آگاه او ، و درى كه از آن به او دلالت شوند ، ماييم عاملان به امر خدا و داعيان به راه او . به ما خداوند شناخته شد ، و به ما عبادت گرديد . ماييم دلالتكنندگان بر خداوند ، و اگر ما نبوديم خداوند عبادت نمىشد . « 1 »
دنبالهاى از بحث : ظاهر فرمودهء خداى تعالى :
كُلُّ شَيْءٍ هالِكٌ إِلَّا وَجْهَهُ ؛
« 2 » همهچيز هلاك شونده است جز وجه او . به ضميمهء اخبارى كه تصريح دارد : منظور از « وجه اللّه » محمد و آل محمد عليهم السّلام هستند [ آن است كه ايشان فنا ندارند ] . اخبار ديگرى نيز دلالت مىكند كه هنگام دميدهشدن صور ، همهء انبياء فانى مىشوند حتى ارواح ، مگر ارواح محمد و آل معصوم او - صلوات اللّه عليهم اجمعين - و بعضى از علماى ما همين را اختيار كرده و بدان قائل گشتهاند .
و علّامهء مجلسى در بحار قول به فناى تمام مخلوقات را هنگام انقضاى عالم به جماعتى از متكلّمين نسبت داده است . « 3 » و عدّهاى ديگر قائلند كه همهء ارواح زنده مىمانند .
احوط آن است كه علم اين مطلب را به ائمهء اطهار عليهم السّلام واگذاريم ، چون از مسائل اصولى است و دليل قطعى هم بر هيچكدام از دو قول نداريم .
و از جمله رواياتى كه بر قول اوّل دلالت دارد ، در احتجاج ضمن جوابهاى امام صادق عليه السّلام به سؤالات و اشكالات زنديق چنين آمده است : زنديق پرسيد : آيا روح پس از بيرون شدن از قالب و كالبد خود متلاشى مىشود يا باقى مىماند ؟ امام صادق عليه السّلام فرمود : بلكه باقى است تا هنگامى كه در صور دميده شود ، پس در آنوقت اشياء باطل و فانى شوند كه نه حس خواهد بود و نه محسوس . سپس دوباره اشياء بازگردانده شوند همچنانكه مدبّر آنها آغازشان كرد ، و آن بعد از چهارصد سال است كه خلق در آن ايام بيارامند و آن ما بين دو دميدن در صور مىباشد . « 4 »
و در نهج البلاغه در يكى از خطبههاى امير المؤمنين عليه السّلام آمده : و خداى سبحان پس از فناى اشياء به وحدت و يكتايى بازمىگردد كه هيچچيز با او نباشد ، همچنانكه پيش از آفرينش مخلوقات چنان بود ، و بعد از فناى آنها خواهد بود بدون وقت و مكان و هنگام و زمان . در آن
هامش
( 1 ) . التوحيد : 152 .
( 2 ) . سوره قصص ، آيه 88 .
( 3 ) . بحار الانوار : 6 / 338 .
( 4 ) . احتجاج : 2 / 97 .