عطاهاى بسيار بدهد ، عقلا او را به سبكمغزى و پستنظرى نسبت مىدهند ، بر خلاف اينكه براى يكى از امرا يا وزرا يا سفراى زمامداران ديگر دستور دهد چنان سفرهاى بگسترانند ، در اينحال آن شخص بياباننشين هم بر سر آن سفره حاضر شود ، پسنديده است ، بلكه اگر او را از سر آن سفره برانند قبيح و زشت به نظر مىرسد . « 1 »
مىگويم : مخفى نيست كه اين وجه كاملا بر دعا براى مولايمان صاحب الزمان عليه السّلام منطبق است ، و براى اهل بصيرت كاملا روشن و واضح است .
وجه دهم : نيز همان است كه علّامهء مجلسى گفته : خاندان رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله بين ما و بين پروردگارمان واسطه هستند كه حكمتها و احكام را از سوى او به ما مىرسانند ، زيرا كه ما را به ساحت قدس و بارگاه جبروت و حريم ملكوت او راهى نيست ، پس به ناچار سفيرانى بايد كه بين ما و پروردگارمان رابط باشند ، و وسايطى كه هم جهات قدسى داشته باشند و هم حالات بشرى كه با آن جهات قدسى با مبدأ اعلى ارتباط يابند ، و با جهات ديگر و حالات بشرى متناسب با خلق با ايشان در تماس باشند ، تا آنچه از پروردگارشان گرفتهاند به آنها برسانند .
لذا خداوند سفرا و انبياى خويش را به ظاهر از نوع بشر و در باطن از جهت اخلاق و رفتار و قابليتها و نفوس مباين با آنها قرار داد . ايشان به مردم مىگويند : ما بشرى مثل شما هستيم ، تا از آنها نفرت نكنند و قبول نمايند و با آنان مأنوس باشند ، در افاضهء ساير فيوضات و كمالات نيز اينان بين پروردگار و ساير موجودات واسطهاند . پس هرفيضى اوّل به آنها مىرسد ، سپس بر ساير خلايق تقسيم مىگردد ، و صلوات بر آنها درخواست رحمت از كانون رحمت است به محل تقسيم آن تا بر همهء خلايق برحسب استعدادها و قابليتها تقسيم شود . « 2 »
مىگويم : اين وجه نيز در مورد بحث ما جارى است ، و به اين ده وجه بيان شد كه اجابت دعا كننده به سبب دعا براى مولاى قائم ما - عجّل اللّه فرجه الشريف - تحقق مىيابد .
15 - اداى اجر رسالت پيغمبر صلّى اللّه عليه و إله
تا حدودى دعا براى تعجيل فرج اداى مزد رسالت است و دليل بر اين معنى فرمودهء خداوند متعال است كه در سورهء حمعسق [ شورى ] آمده :
قُلْ لا أَسْئَلُكُمْ عَلَيْهِ أَجْراً إِلَّا الْمَوَدَّةَ فِي الْقُرْبى ؛
« 3 » [ اى پيامبر ] بگو من از شما بر انجام آن [ رسالت ] چيزى درخواست نمىكنم مگر مودّت و دوستى خاندانم .
هامش
( 1 ) . مرآة العقول : 12 / 87 .
( 2 ) . مرآة العقول : 12 / 88 .
( 3 ) . سوره شورى ، آيه 23 .