تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 408

مساهمون:

ص٤٠٨
را مىبينيم كه عبادت و كوشش و خضوعى دارد ولى مذهب حق را قبول ندارد ، آيا براى او سودمند است ؟ فرمود : اى محمد ! خاندان پيامبر همانند خاندانى هستند در بنى اسرائيل كه هيچ يك از آنان چهل شب عبادت نمىكرد مگر اين‌كه دعايش مستجاب مىشد ، ولى مردى از آن‌ها چهل شب در عبادت كوشيد ، سپس دعا كرد اما مستجاب نشد ، پس به نزد عيسى بن مريم عليهما السّلام آمد و از وضع خود شكايت كرد و درخواست دعا نمود . عيسى عليه السّلام تطهير كرد و نماز خواند سپس به درگاه خداوند دعا نمود . خداوند - عزّ و جلّ - به او وحى فرمود : اى عيسى ! بندهء من از راه ديگرى غير از آن‌كه به سويم توجه مىشود آمد ، او درحالىكه دربارهء تو شك داشت مرا دعا كرد ، پس اگر آن‌قدر دعا كند تا گردنش قطع شود و بندهاى انگشتش از هم جدا گردد او را اجابت ننمايم . حضرت فرمود : آن‌گاه عيسى عليه السّلام به آن شخص ملتفت شد و فرمود : آيا خدايت را مىخوانى درحالىكه از پيغمبرش شك دارى ؟ عرض كرد : اى روح خدا و كلمهء او ! به خدا همين‌طور بود كه گفتى ، پس از خداوند بخواه كه اين حالت را از من دور سازد . عيسى عليه السّلام براى او دعا كرد ، خداوند توبهء او را پذيرفت و دعايش را اجابت نمود و دوباره به حدّ اهل بيت و خاندان خود رسيد . « 1 » وجه نهم : مجلسى رحمه اللّه در مرآة العقول دربارهء سرّ محجوب ماندن دعايى كه بدون صلوات بر محمد و آل محمد باشد گفته : مقصود از آفرينش جنّ و انس و ساير موجودات از به دو ايجاد تا بىنهايت ، رسول خدا و اهل بيت او - صلوات اللّه عليهم اجمعين - مىباشند كه شفاعت بزرگ در اين دنيا و در آخرت براى آنان است ، و به واسطهء ايشان رحمت‌ها بر تمام خلايق فرودمىآيد ، زيرا كه در مبدأ هيچ بخلى نيست بلكه نقص از قابل است ، و آنان عليهم السّلام شايستگى تمام فيض‌هاى قدسى و رحمت‌هاى الهى را دارند ، پس هرگاه بر ايشان فيض مىشود به طفيل وجودشان به ساير موجودات هم مىرسد . بنابراين اگر دعاكننده مىخواهد رحمتى از سوى خداوند به او برسد ، بر آنان درود بفرستد كه اين دعا رد نمىشود چون مبدأ فيّاض و محلّ قابل است ، و به بركت آن‌ها بر دعاكننده بلكه بر همهء خلق فيض مىرسد ، هم‌چنان‌كه اگر يك چادرنشين يا بيابان‌گردى كه اهليّت گرامى داشتن را ندارد به در خانهء زمامدارى برود ، و آن زمامدار براى او سفرهء رنگين و
هامش
( 1 ) . كافى : 2 / 200 .