مىگويم : از آثار اين شناخت ، درصدد تعظيم آن نعمت بودن ، و آشكار نمودن مقصود به زبان و بدن - كه دو قسم ديگر از اقسام شكرند - مىباشد ، و از آثار شكر به زبان ، حمد و ثنا گفتن و بازگو نمودن نعمت و دعا كردن براى پايدارى آن است . و از آثار شكر بدنى ، جدّيت و اهتمام به اطاعت و عبادت مىباشد .
چنانكه در كافى از حضرت ابو جعفر باقر عليه السّلام آمده كه فرمود : رسول خدا صلّى اللّه عليه و إله در شبى كه نوبت عايشه بود نزد او ماند ، عايشه عرضه داشت : يا رسول اللّه ! چرا اينقدر خود را به زحمت مىاندازى درحالىكه خداوند گناهان متقدّم و متأخّر تو را بخشيده است ؟ فرمود : اى عايشه ! آيا بندهء شكرگزارى نباشم ؟ ! « 1 »
و نيز از امام صادق عليه السّلام است كه فرمود : شكرانهء نعمت ، دورى از محرّمات است و تمام شكر آن است كه كسى بگويد : « الحمد للّه ربّ العالمين » .
مىگويم : از ظاهر اين حديث چنين برمىآيد كه اصل شكر با دورى از محرّمات حاصل مىشود و حمد به زبان آن را كامل مىكند .
و از آثار بدنى شكر انفاق در راه خدا است ، چنانكه بعضى از روايات بر آن دلالت دارد . و ديگر از آثار بدنى ، سجدهء شكر است . و ديگر از آثار آن ، تعظيم نعمت و بزرگ شمردن آن است ، مثل برگرفتن تكهء نان از زمين و خوردن آن ، و آثار ديگر . . .
حال كه اين را دانستى ، مىگويم : چون وجود مولاى ما حضرت حجّت - صلوات اللّه عليه - از مهمترين نعمتهاى الهى بر ما است ، و معرفت داشتن ما نسبت به اين نعمت خود نعمت بزرگى است ، بلكه نعمتى است كه هيچ نعمتى با آن مقايسه نمىشود ، زيرا كه جزء تكميلكنندهء ايمان و علّت تامّهء آن مىباشد ، و بيان كرديم كه تمام نعمتهاى ظاهرى و باطنى از شاخههاى اين نعمت بزرگ - يعنى وجود امام - است ، پس بر ما واجب است كه بيشترين كوشش و اهتمام را در اداء شكر اين نعمت به كار بنديم ، تا به نعمتهاى بزرگ ديگر هم نايل شويم ، كه خداوند - عزّ و جلّ -
هامش
( 1 ) . گويا عايشه تصور كرده كه خود را به مشقّت انداختن در طاعات براى محو سيّئات است ، كه آن حضرت پاسخ فرمودند : كه در اين جهت منحصر نيست ، بلكه براى رفع درجات و شكر نعمتهاى مادّى و معنوى و . . . مىباشد ، بلكه عبادت نزد اهل طاعت از لذّتبخشترين امور است . گفتنى است كه : در توجيه اين حديث مطالب بسيارى گفتهاند ، طالبين به مرآة العقول و غيره مراجعه نمايند . ( مترجم )