تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 308

مساهمون:

ص٣٠٨
صحن دارد به نام ( ساباط المدلّل ) معروف است ، اين خانه متصل به ديوار صحن مطهر است كه در نجف مشهور مىباشد ، اين مرد كه صاحب عيال و فرزندانى بود ، فلج شد و مدتى به‌اين‌حال ماند كه براى حاجت‌هاى ضرورىاش عيالش او را از جا بلند مىكردند ، ازاين‌روى صدمهء شديدى بر زن و بچه‌اش وارد شد و به مردم احتياج پيدا كردند . تا اين‌كه در سال هفتصد و بيست هجرى يكى از شب‌ها پاسى از شب گذشته بود كه عيالش را از خواب بيدار كرد ، وقتى بيدار شدند خانه و بام را پرنور ديدند كه چشم‌ها را خيره مىكرد ، گفتند : جريان چيست ؟ گفت : امام عليه السّلام آمد و به من فرمود : برخيز اى حسين ! عرض كردم : اى آقاى من مىبينى آيا مىتوانم برخيزم ؟ پس دستم را گرفت و بلندم كرد و آنچه در من بود رفع شد ، اكنون من بهترين حال را دارم ، آن حضرت به من فرمود : اين گذر ، راه من به سوى زيارت جدّم عليه السّلام مىباشد ، هرشب آن را قفل كن ، عرض كردم : « سمعا و طاعة للّه و لك يا مولاي » ؛ انجام مىدهم و فرمانبر شما و خداوند هستم سرور من . سپس آن مرد برخاست و به حرم شريف امير المؤمنين عليه السّلام رفت ، و امام عليه السّلام را زيارت كرد و حمد الهى را بر آن نعمت بجاى آورد . تابه‌حال براى گذر مزبور نذر مىشود و به بركت امام زمان - عجّل اللّه فرجه الشريف - اتفاق نمىافتد كه نذركننده نوميد گردد . « 1 » حكايت سوم : عالم ربانى حاج ميرزا حسين نورى رحمه اللّه در كتاب جنة المأوى گفته : جمعى از ابرار اهل تقوى - از جمله : سيّد سند و دانشمند متعهد عالم عامل و فقيه آگاه كامل سيد محمد فرزند عالم يگانه سيد احمد فرزند سيد حيدر كاظمى - أيّده اللّه تعالى - كه از شاگردان برجستهء استاد اعظم محقق انصارى و پناه طلاب و زائرين و مجاورين كاظمين مىباشد ، و خاندان او در عراق معروف به صلاح و پاكدامنى و علم و فضل هستند و به بيت السيد حيدر شهرت دارند ، برايم - هم‌نوشت و هم‌شفاهى - تعريف كرد كه : محمد بن احمد بن حيدر حسنى حسينى مىگويد : وقتى در نجف اشرف براى تحصيل علوم دينى مجاور بودم - يعنى حدود سال هزار و دويست و هفتاد و پنج هجرى - مىشنيدم كه گروهى از اهل علم و ديگر افراد متدين ، شخصى را كه قاطر و مانند آن را مىفروخت تعريف مىكنند كه خدمت مولى صاحب الزمان عليه السّلام مشرف شده ، تحقيق كردم تا آن شخص را شناختم ، او را فردى صالح و متدين يافتم ، و خيلى دوست داشتم او را جاى خلوتى ببينم تا دربارهء ديدارش با حضرت حجّت - روحى فداه - پرسش نمايم .
هامش
( 1 ) . بحار الانوار : 52 / 73 .