تاريكى شديدى مىديدم و صداى باران و رعد مىشنيدم ، ولى وقتى در مصاحبت با او از آنجا بيرون آمدم در روشنايى راه مىرفتم بهطورىكه جاى پايم را مىديدم و زمين خشك بود و هوا خوش ، تا اينكه به درب مسجد رسيديم ، و از وقتى كه او از من جدا شد تاريكى و باران و سختى هوا را ديدم و امور عجيب بسيار ديگرى كه برايم يقين آورد كه او حضرت حجّت صاحب الزمان عليه السّلام است كه از فضل الهى تمنّا داشتم به ديدارش مشرّف شوم و مشقّتهاى انجام مراسم را در شدّت گرما و سرما متحمل شدم به خاطر لقاى طلعتش ، پس شكر خداوند متعال را بر اين توفيق بزرگ بجاى آوردم ، و الحمد للّه . « 1 »
قسم چهارم : اشراق نور آن حضرت در زمان ظهور ، اين قسم نيز بر دو گونه است : باطنى و ظاهرى . و بر نحوهء اوّل آنچه در قسم سوم گذشت دلالت مىكند ، و بر قسم دوم دلالت دارد روايتى كه شيخ جليل على بن ابراهيم قمى قدّس سرّه در تفسير خود مسندا از مفضّل بن عمر روايت كرده كه گفت : از حضرت ابى عبد اللّه صادق عليه السّلام شنيدم كه دربارهء آيهء شريفهء :
وَ أَشْرَقَتِ الْأَرْضُ بِنُورِ رَبِّها ؛
« 2 » و زمين به نور پروردگارش روشنى يافت . مىفرمود : ربّ الارض يعنى امام الارض ؛ پروردگار [ مربى ] زمين يعنى امام زمين . عرض كردم : هرگاه ظهور كند چه مىشود ؟ فرمود : آن هنگام مردم از نور آفتاب و نور ماه بىنياز مىشوند و به نور امام اكتفا مىكنند . « 3 »
و نيز سيد جليل سيد هاشم بحرانى در كتاب المحجّة مسندا از مفضّل آورده كه گفت : شنيدم كه امام صادق عليه السّلام مىفرمود : وقتى قائم بپاخيزد ، زمين به نور پروردگارش درخشان مىشود و بندگان از نور خورشيد بىنياز مىگردند و شبوروز يكى مىشود و مرد در زمان او هزار سال عمر مىكند هرسال برايش يك پسر متولد مىشود و دختر متولد نمىگردد ، جامهاى به قامت خودش بر او هست كه هرچه قدش بلندتر مىشود آن لباس هم بزرگتر مىگردد ، به هررنگى كه بخواهد . « 4 »
همچنين عالم كامل مجلسى رحمه اللّه در بحار از مفضّل نيز روايت كرده كه گفت : شنيدم حضرت ابو عبد اللّه صادق عليه السّلام فرمود : هرگاه قائم بپاخيزد زمين به نور پروردگارش درخشان گردد ، و بندگان از نور خورشيد بىنياز شوند و ظلمت بر طرف گردد . « 5 »
هامش
( 1 ) . جنّة المأوى : 309 .
( 2 ) . سوره زمر ، آيه 69 .
( 3 ) . تفسير القمى : 2 / 253 .
( 4 ) . المحجّة : 184 .
( 5 ) . بحار الانوار : 52 / 330 .