تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مكيال المكارم في فوائد دعاء للقائم ( ع ) ( مكيال المكارم در فوائد دعا براى حضرت قائم ( ع ) ) ( فارسى ) — صفحة 173

مساهمون:

ص١٧٣
6 - قبايح و زشتىهاى اعمال ما : كارهاى خلاف و معصيت‌هايى كه ما مرتكب مىشويم مانع از ظهور آن حضرت است براى عقوبت ما ، چنان‌كه از امير المؤمنين على عليه السّلام آمده فرمود : و بدانيد كه زمين از حجّت خدا خالى نمىماند ولى خداوند به خاطر ظلم‌وستم و اسراف مردم بر خودشان آن‌ها را از ديدار او نابينا خواهد ساخت . « 1 » و در توقيع حضرت حجّت - عجّل اللّه فرجه الشريف - به شيخ مفيد چنين آمده : و اگر شيعيان ما - كه خداوند در اطاعتش آنان را يارى دهد - در وفاى پيمانى كه از ايشان گرفته شده ، مصمم و جدّى باشند ، نعمت لقاى ما از آنان به تأخير نمىافتد و سعادت ديدار ما با معرفت كامل و راستين نسبت به ما تعجيل مىگشت ، پس تنها چيزى كه ما را از آنان پوشيده مىدارد همانا چيزهاى ناخوشايندى است كه از ايشان به ما مىرسد و از آنان انتظار نمىرود . « 2 » نكته دوم : بدان‌كه آن حضرت را دو غيبت است : يكى كوچك‌تر ( صغرى ) و ديگرى بزرگ‌تر ( كبرى ) . مدّت غيبت صغرى از هنگام وفات پدر آن حضرت تا درگذشت سمرى بوده است كه وفات حضرت امام حسن عسكرى عليه السّلام هشتم ربيع الاول سال دويست و شصت هجرى قمرى بوده ، و درگذشت سمرى نيمه شعبان سال سيصد و بيست و هشت كه با اين حساب غيبت صغرى شصت و هشت سال مىشود . ولى اگر ابتداى غيبت را از هنگام ولادت آن حضرت بگيريم ، مدّت غيبت صغرى هفتاد و سه سال خواهد بود ، زيرا كه ولادت آن جناب نيمه شعبان سال دويست و پنجاه و پنج بوده است ، چنان‌كه در كافى ذكر گرديده . و در همان كتاب به سند خود از احمد بن محمد منقول است كه گفته : هنگامى كه زبيرى كشته شد ، توقيعى از ناحيهء حضرت ابو محمد ( امام عسكرى عليه السّلام ) صادر شد : اين است جزاى كسى كه بر خداوند دربارهء اولياى او افترا بندد ، مىپنداشت مرا خواهد كشت و براى ما بازمانده‌اى نيست ! قدرت خدا را چگونه ديد ؟ و براى آن حضرت فرزندى متولد شد كه نامش را ( م ح م د ) نهاد ، سال دويست و پنجاه و شش . « 3 » مىگويم : در اين روايت و روايت قبل مىتوان جمع كرد به اين‌كه ظرف را به ( خرج ) متعلق بدانيم ، يعنى توقيع سال دويست و پنجاه و شش بيرون آمد ، يا يكى را بر تاريخ شمسى و ديگرى را بر قمرى حمل نماييم ، چنان‌كه فاضل مجلسى اين دو توجيه را در بحار ياد كرده است . « 4 »
هامش
( 1 ) . بحار الانوار : 51 / 113 . ( 2 ) . احتجاج : 2 / 325 . ( 3 ) . كافى : 1 / 514 . ( 4 ) . بحار الانوار : 52 / 177 .