كه غيبت تامّه واقع شده ، و ظهور نيست مگر به اذن خداوند - عزّ و جلّ - و آن بعد از طول مدّت و قساوت دلها و پر شدن زمين از ستم خواهد بود . و از شيعيان من كسانى خواهند آمد كه ادعاى مشاهدت كنند ، آگاه باشيد ! كه هركس پيش از خروج سفيانى و صيحهء آسمانى ادعاى مشاهدت كند ؛ دروغگوى افترازننده است . و لا حول و لا قوّة إلّا باللّه العلىّ العظيم .
مىگويد : آنگاه ما از توقيع نسخه برداشتيم و از نزد او بيرون رفتيم و چون روز ششم نزد او بازگشتيم ، در حال احتضار بود . از او پرسيديم : چه كسى وصىّ بعد از توست ؟ در جواب فرمود :
« للّه أمر هو بالغه » ؛ خداوند را امرى است كه خود آن را خواهد رسانيد . و از دنيا رفت - كه خدا از او راضى باد - و آن آخرين سخنى بود كه از او شنيده شد . « 1 »
مىگويم : اين قسمتى از اخبار ائمه اطهار عليهم السّلام است دربارهء غيبت امام غايب - عجّل اللّه فرجه الشريف - كه با سلسله سندى كه من دارم و در خاتمه كتاب خواهد آمد ، از شيخ صدوق در كتاب كمال الدين نقل كردم . مطالبى هم قبلا ذكر شده و مطالبى نيز بعدا خواهد آمد .
در اينجا چند نكته را شايسته است ذكر كنيم :
نكته اوّل : سبب غيبت آن حضرت عليه السّلام ، كه آن دو قسم است : قسم يكم آن است كه : براى ما بيان نشده و پس از ظهور براى ما فاش خواهد شد . شيخ صدوق به سند خود از عبد اللّه بن الفضل هاشمى روايت كرده كه گفت : شنيدم امام جعفر صادق عليه السّلام فرمود : به تحقيق كه صاحب اين امر را غيبتى طولانى است و گريزى از آن نيست كه در زمان غيبت هرفرد باطلجويى به ترديد مىافتد .
عرض كردم : چرا ؟ فدايت شوم ! فرمود : به خاطر امرى كه فاش كردن آن به ما اذن داده نشده است .
عرضه داشتم : پس وجه حكمت در غيبت او چيست ؟ فرمود : همان وجه حكمتى كه در غيبتهاى حجّتهاى الهى پيش از آن جناب بوده است . البتّه وجه حكمت در غيبت آن حضرت جز بعد از ظهورش معلوم نمىشود همانطورىكه وجه حكمت كارهاى خضر عليه السّلام از سوراخ كردن كشتى و كشتن نوجوان و بپاداشتن ديوار براى موسى عليه السّلام كشف نشد مگر هنگام مفارقت و جدايى آنها از يكديگر . اى پسر فضل ! اين امر ( غيبت ) از امر خداوند متعال و از سرّ خدا و از
هامش
( 1 ) . كمال الدين : 2 / 516 .