غيب خدا است و چون دانستيم كه خداوند حكيم است ، گواهى مىدهيم به اينكه همهء كارها و گفتارهاى او موافق حكمت است هرچند كه وجه آن بر ما روشن نشده باشد . « 1 »
و در توقيعى كه در احتجاج از حضرت حجّت - عجّل اللّه فرجه الشريف - روايت شده آمده است : و امّا علّت غيبت من ، خداوند - عزّ و جلّ - مىفرمايد :
يا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا لا تَسْئَلُوا عَنْ أَشْياءَ إِنْ تُبْدَ لَكُمْ تَسُؤْكُمْ ؛
« 2 » اى كسانى كه ايمان آوردهايد از چيزهايى مپرسيد كه هرگاه برايتان فاش گردد شما را بد آيد .
هيچ يك از پدرانم نبود مگر اينكه در گردن او بيعتى براى سركش زمانش واقع شد ، ولى من در حالى خروج مىكنم كه بيعتى براى احدى از طاغوتها بر گردنم نيست . « 3 »
قسم دوم : آن است كه ائمه معصومين عليهم السّلام براى ما بيان فرمودهاند كه چند وجه است :
1 - ترس از كشته شدن : چنانكه در بحث خوف و ترس آن حضرت گذشت . و اين يكى از علل خروج آن حضرت و قيام با شمشير نيز هست ، همانطوركه در حديث امير المؤمنين على عليه السّلام آورديم كه فرمود : اگر خروج نكند گردنش را مىزنند ، يعنى واجب است براى حفظ خودش با شمشير و اسلحه بپاخيزد ، زيرا كه ظهور اعم است از قيام و نهضت و غير آن . و چهبسا امام ظاهر است ، ولى با شمشير قيام نمىكند مانند ساير امامان به جز حضرت امام حسين عليه السّلام ، بنابراين اگر قيام ننمايد دشمنان ، آن حضرت را مىكشند ، همانطوركه پدران طاهرينش را از روى ظلم و كفر و طغيان به قتل رسانيدند .
2 - هيچكدام از طاغوتها بر گردن آن حضرت بيعتى نداشته باشند : كه اين وجه در توقيع گذشته و در حديث امام حسن مجتبى عليه السّلام ذكر گرديده است .
3 - امتحان و آزمايش بندگان :
وَ لِيُمَحِّصَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا وَ يَمْحَقَ الْكافِرِينَ ؛
« 4 » تا اهل ايمان را از هرعيبونقص پاك گرداند و كافران را هلاك نمايد . چنانكه در حديث امام موسى بن جعفر و امام جعفر صادق عليهما السلام است و در خوف آن حضرت آورديم .
و از حضرت رضا عليه السّلام مروى است كه فرمود : سوگند به خدا ! آنچه چشم بدان دوختهايد نخواهد شد تا اينكه آزمايش شويد و مؤمن و منافق از هم جدا گرديد ، و تا اينكه از شما باقى نماند مگر نادرترين پس نادرترين .
هامش
( 1 ) . علل الشرايع : 1 / 245 .
( 2 ) . سوره مائده ، آيه 101 .
( 3 ) . احتجاج : 2 / 284 .
( 4 ) . سوره آل عمران ، آيه 140 .