اضافهء نفسانى به معلوم خارجى است . گروهى ديگر گفتهاند : آنچه در هنگام علم به اشياء در ذهن حاصل مىگردد ، اشباحى - تصاوير و عكسهايى - است كه از اشياء خارجى حكايت مىكند ، همچنان كه عكس و تمثال از صاحب خود حكايت مىكند ، هر چند كه آن دو از حيث ماهيت با هم مباينت دارند ( اين نظريّهء اغلب فلاسفهء قديم است ) .
گروهى ديگر علم را از مقولهء شبح و تصوير ، ليكن بدون محاكات دانستهاند . بدين معنى كه اشباح و تصاوير عيناً از ماهيات خارجى حكايت نمىكند بلكه نفس انسان از روى خطا ، صورت و شبحى را به چيزى تخصيص مىدهد . البته اين خطاى ذهن همواره يكنواخت و منظّم است چنانكه اختلالى در فعل و انفعالات انسان در زندگى پيش نمىآورد .
مثلًا ، اگر فرض كنيم كه شخصى هميشه سرخى را بهصورت سبزى ببيند ، همواره
نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 78
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٧٨