را از سياهى طرد مىكند و نه از ماهيت جسم سياه ، بلكه عدم را از صفتى طرد مىكند كه جسم بدان - به عنوان يك صفت خارج از ذات - اتّصاف مىيابد . « 1 »
هامش
( 1 ) . در خاتمه اين مبحث براى مزيد اطّلاع ، چكيدهء آنچه در متن كتاب آمده ، يا در منابع ديگر در اين باره گفتهاند ، درج مىگردد .
وجود يا رابط است ( فى غيره ) ، و يا مستقلّ ( فى نفسه ) كه آن را وجود نفسى يا محمولى نيز گويند . وجود فى نفسه يا لنفسه است يا لغيره ، كه وجود لغيره را وجود ناعت يا رابطى نيز گويند . اعراض و صور مادى از اين قسمند .
وجود لنفسه نيز يا « بنفسه » است ، مانند واجب متعال ، و يا « بغيره » مانند وجود همه جواهر و انواع موجودات جوهرى ، همچون درخت و انسان و سنگ و آتش و عقل و نفس و غيره .
بنابر تقسيمات فوق ، واجب متعال داراى سه نفسيّت است يعنى وجود او فى نفسه و لنفسه و بنفسه است .
نمايش تصوير جواهر يعنى موجودات جوهرى ، داراى دو نفسيّت است . فى نفسه و لنفسه ، اما بغيرهاند ، چون معلول علل وجودى خود هستند .
اعراض و صور انطباعى تنها داراى يك نفسيّت است يعنى وجودشان فى نفسه است ، اما لغيره و بغيره .
در وجود رابط كه ضعيفترين مرتبهء وجود است هيچ نفسيّتى از آنچه در سه مرتبهء وجودى فوقالذكر گفته شد وجود ندارد ، زيرا مانند معانى « حرفى » از استقلال مفهوم برخوردار نيست و بالذات مورد تعقّل نتواند بود .
اين تقسيم با آن منافات ندارد كه در مكتب صدرالمتألّهين ، وجود همه چيز جز واجب متعال در قياس با علت و مبدأ وجود ، وجود رابط باشد ، و نه حتى رابطى . براى اطّلاع بيشتر رجوع شود به اسفار ، ج اول و شرح ؛ غررالفرائد و حواشى هيدجى و آملى و شرح هداية ، ملاصدرا ، مبحث وجود رابطى .