فصل دوم
آيا اختلاف وجود رابط و وجود مستقل ، اختلاف نوعى است ؟ يعنى آيا وجود رابط كه داراى معنى تعلّقى است مىتواند از آن حالت خارج شود و معنى مستقل پيدا كند و با توجهى كه مستقلًّا بدان مىشود از معنى « حرفى » بيرون آيد و وجود مستقلى گردد ، يا چنين امرى امكانپذير نيست ؟
حقيقت اين است كه اختلاف وجود رابط و وجود مستقل از حيث نوع نيست و چنانكه در مباحث مربوط به علت و معلول خواهد آمد ، نياز معلول به علت در ذات آن است و لازمهء آن اين است كه معلول ، خود عين نياز به علت و ذات آن قائم بر وجود علت باشد و بدون آن مستقل نباشد . مقتضاى اين امر آن خواهد بود كه وجود هر معلول اعم از آنكه جوهر باشد يا عرض ، در قياس با وجود علت خود رابط باشد ، و چون بدون علت در نظر گرفته شود در قياس با خود يا جزئى از آن با جزء ديگرش ، جوهر يا عرض و موجود فى نفسه باشد .
بنابراين اختلاف وجود رابط و وجود مستقل ، اختلاف نوعى نيست ، بدان نحو كه مفهوم غيرمستقلى كه از وجود رابط انتزاع مىشود ، به مفهوم مستقل قبل تبديل نباشد . « 1 »
هامش
( 1 ) . اختلاف ميان وجود رابط و وجود مستقل ( فى نفسه ) به حدّى است كه برخى آن دو را از دو نوع متمايز دانستهاند ، اما از آنجا كه در وجود ، نوع و جنس و جوهر و عرض و امثال آن بىمعنى است و از طرفى با همهء تكثراتى كه در ماهيات و در مراتب ذات وجود مشاهده مىشود ، وجود يكى بيش نيست . اختلاف بين وجود رابط و وجود مستقل هر قدر بسيار باشد ، نمىتوان اختلاف آنها را « نوعى » دانست . وجود رابط اگر در قياس با ذات خود در نظر گرفته شود ، مستقل خواهد بود .
اما بايد توجه داشت ، بين آنچه وجودش فى نفسه و مستقل است ، با آنچه وجودش همچون وجود حروف - از ، در ، بر ( من ، فى ، على ) - باشد كه معنى مستقل ندارند تفاوت و تباعد بيش از حدّ تصور است .
قبلًا يادآورى شد كه بحث در اينجا از وجود رابط به معنى اعم است كه همهء ممكنات را در بر مىگيرد نه فقط نسبت موضوع و محمول را . بحث مفصّل اين مطلب پس از اين خواهد آمد