تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 527

مساهمون:

ص٥٢٧
هر نامتناهى است ، پس راهى نمىماند جز آن‌كه وجود برتر پيش از وجود پست‌تر موجود باشد . » براى اثبات اين امر به‌صورت روشن‌ترى نيز مىتوان استدلال كرد بدين ترتيب كه گوييم : دو صفت شريف و پست كه در اين‌جا به دو موجود نسبت داده مىشود در حقيقت ، اوصاف وجود است كه از حيث شدت و ضعف داراى مراتب و درجات است . هنگامى كه دو موجود در دو مرتبهء وجودى مختلف باشند ، قطعاً بين آنها رابطهء علت و معلولى برقرار خواهد بود و رابطهء مزبور در واقع بدين معنى است كه هر موجود يا از حيث وجود مستقل است و يا رابط . و از آن‌جا كه تمامى موجودات در سلسله مراتب وجود نسبت به مرتبهء فوق خود وجود رابط به‌شمار مىروند و از خود استقلالى ندارند ، هر مرتبه‌اى نسبت به مرتبهء ما فوق خود پست‌تر و ناقص‌تر است و در وجود خود نيازمند بدان و قائم بر آن است و نسبت به مرتبهء مادون خود مستقلّ و شريف‌تر است و بر آن تقدم وجودى دارد و از آن بىنياز است . حال اگر دو موجود يكى برتر و يكى فروتر باشند ، مسلّم است كه مرتبهء برتر بايد در وجود مقدّم بر مرتبهء فروتر باشد و گرنه مستلزم اين است كه وجود فروتر ، مستقل و غير رابط باشد و در وجود خود به مرتبهء برتر ، وابسته و نيازمند و قائم نباشد و اين محال است . از دو استدلال مذكور چند نكته قابل استفاده است . اول اين‌كه هر كمال وجودى كه از كمال وجودى ديگرى پست‌تر باشد ، آن‌كه برتر و شريف‌تر است بايد پيش از آن‌كه پست‌تر است موجود باشد . هم‌چنان كه بين دو مرتبه از مراتب وجود اين قاعده برقرار است و مرتبهء شديدتر و شريف‌تر بر مرتبهء ضعيف‌تر تقدّم وجودى دارد ، حتى اگر بين دو موجود از حيث ماهيت اختلاف باشد . چنان‌كه بين عقل اول و عقل دوم در مراتب طولى عقول اين اختلاف وجود دارد . اكنون اگر موجود پست‌تر از موجودات مادى و فردى از افراد يكى از ماهيات