در عالم مادى همهء موجودات به نوعى وابسته به مادهاند و در نتيجه دستخوش حركت و تغيير مستمر ، اعم از حركت جوهرى يا عرضى .
حال ، از آنجا كه حقيقت اصيل وجود مشكّك و داراى مراتب مختلف شدت و ضعف و كمال و نقص است و هر مرتبهء آن متوقف و مترتب بر مرتبهء برتر از خود است ، مطالبى را مىتوان از آنچه گفته شده استنباط كرد .
1 . اينكه عوالم سهگانهء مزبور از حيث مرتبهء وجودى و تقدم و تأخر ذاتى در پى يكديگر قرار دارند ، چنانكه ، عالم عقل از عالم مثال و عالم مثال قبل از عالم ماده است ، زيرا آنچه فعليت محض است و هيچ قوه و استعداد و تغييرى در آن نيست ، از حيث وجودى شديدتر و قوىتر از چيزى است كه يكپارچه قوه و استعداد است .
مانند مادهء اوليّه ( هيولى ) ، و يا قوه و استعداد با وجود آن درآميخته است مانند موجودات و طبايع مادى . بنابراين عالم عقل و عالم مثال در وجود و مرتبه ، تقدم بر عالم مادهاند .
عقل مفارق و مجرّد از ماده و خواص مادى نيز ، چون از حيث وجود داراى وسعت و كمال بيشتر و از جهت ذات بسيطتر و از عالم مثال حدود ماهوى كمترى دارد ، بر عالم مثال تقدّم دارد ، زيرا مثال ، همهء خواص و آثار ماده را دارد جز خود ماده را ( مانند خيال مجرد ) .
پيداست كه وجود هر قدر پُردامنهتر و بسيطتر باشد ، از حيث مرتبه در حقيقت
نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 518
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٥١٨