پرش به محتوای اصلی

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحه 474

پدیدآورندگان:

ص۴۷۴
اما - چنان‌كه در مباحث قبل روشن شد - سلب چيزى كه كمال وجودى به‌شمار رود ، از ذات متعال شدنى نيست ؛ پس صفات سلبيّه نيز در حقيقت به صفات ثبوتيّه باز مىگردد . صفات ثبوتيّه نيز خود به دو قسم قابل تقسيم است : صفات ثبوتى حقيقى مانند ، حيات و صفات ثبوتى اضافى مانند عالم بودن و قادر بودن . صفات ثبوتى حقيقى نيز دو قسم مىشود ، صفات حقيقى محض ، مانند حيات و صفات حقيقى مضاف مانند خالق و رازق . از يك جهت ديگر صفات را تقسيم كرده‌اند به صفات ذات ، يعنى صفاتى كه تنها ذات براى انتزاع اين صفات بسنده است ، و صفات فعل كه انتزاع آنها علاوه بر ذات به چيز ديگرى نيز نيازمند است ؛ و چون هيچ موجودى در جهان نيست مگر آن‌كه فعل اوست ، از اين‌رو صفات فعليّه ، منتزع از مقام فعل اوست .

فصل نهم : صفات ذاتى واجب متعال عين ذات اوست

بين كسانى كه دربارهء صفاتى ذاتى منتزع از صِرف ذات واجب بحث كرده‌اند اختلاف نظر بسيار است . 1 . حكما و فلاسفه برآنند كه صفات ذاتى حق‌تعالى عين ذات او است و هر يك از آنها نيز عين ديگرى است . 2 . متكلّمان اشعرى معتقدند كه صفات ذات متعال معانى زائدى است كه لازمهء ذات اوست و همهء صفات ، مانند ذات حق قديمند . 3 . كراميّه معتقدند كه صفات حق زائد بر ذات و حادث است . 4 . برخى ديگر معتقدند كه معنى اتّصاف ذات به صفتى از صفات اين است كه فعلى كه از ذات حق صدور مىيابد از نوع افعال كسى است كه داراى چنان صفتى
نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحه 474 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مهدى تدين