تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 473

مساهمون:

ص٤٧٣
حمل مىشود ، مانند وجود ، همواره با چشم‌پوشى از ويژگىهاى مصداق به كار مىرود . « 1 » هم‌چنين ساير صفات واجب ، مانند علم و حيات و رحمت و امثال آن را ، با چشم‌پوشى از خصوصيات مصداق ، و تنها از جهت مفهوم ، به‌صورت مشترك بين او و غير او به‌كار مىبريم و اين مطلب غير از اشتراك مورد بحث است .

فصل هشتم : صقات ذات واجب متعال و تقسيمات آن

پيش از اين گفته شد كه هيچ‌گونه كمال وجودى از ذات واجب متعال قابل سلب نيست و هرگونه كمال كه در عالم وجود تحقّق داشته باشد ، مانند علم ، حيات ، قدرت و امثال آن ، ذات واجب آن را در حدى والاتر و برتر دارا مىباشد و بر او به نحوى كه شايستهء ساحت عزّ و كبرياء اوست ، قابل حمل است و مقصود از اتّصاف جز اين نيست . سپس ، صفات به‌طور كلّى در تقسيم اولى بر دو قسم تقسيم مىشود : صفات ثبوتيّه كه داراى معنى ايجابى است ، مانند علم و قدرت ، و صفات سلبيّه كه داراى معنى سلبى است و در واقع سلب سلب ، كمال است و بنابراين ، حقيقت آن ايجاب كمال است ، زيرا نفى نفى ، اثبات است . چنان‌كه گوييم : آن كس كه جاهل نيست ، آن كس كه ناتوان نيست ، كه معنى آنها ، همان عالم و قادر است .
هامش
( 1 ) . چنان‌كه در عنوان اين فصل ملاحظه گرديد ، عدم مشاركت ذات واجب در مفاهيم با چيزهاى ديگر ، تنها از حيث مشاركت مصاديق مورد توجه است و گرنه با چشم‌پوشى از خصوصيات مصاديق اغلب مفاهيم بين ذات واجب و ممكنات مشتركاً به‌كار مىرود . چنان‌كه گوييم : خدا هست ، انسان و درخت و زمين و غيره نيز هست . هم‌چنين گوييم : خدا عالم است ، حسن عالم است ، خدا حكيم است ، ابوعلى سينا حكيم است ، و امثال آن . در همهء اين موارد ، حمل اين مفاهيم بر ذات حقّ با صرف‌نظر كردن از خصوصيات مصداق امكان‌پذير است ، و گرنه وجود حق و علم او و حيات و ساير صفات او از جهت مصداق با علم و حيات و وجود ماسوى اللَّه قابل قياس نيست ، مگر قياس محدود ناقص با نامتناهى فوق تمام