عقل و حكمت برخوردارند .
پاسخ اين است كه آن دسته از قوانين علمى كه صاحبان عقل و خرد ، اعمال خود را بر اساس آن استوار مىكنند عبارت است از صورتهاى علميّه و قوانين كلّى كه از نظام خارجى موجود در عالم اخذ كردهاند . نظام خارجى بر صور علميّه و قوانين كلّى نوعى تقدّم وجودى دارد ، و علوم تابع واقعيات خارجى است .
در صورتى كه جهان هستى و نظام جارى آن ، فعل و مخلوق آن خدايان مفروض است و محال است كه فاعل در فعل خود از صور علميّهاى كه از فعل خود انتزاع مىكند متأثّر گردد ، چون فعل لزوماً متأخّر از فاعل ، و صور علميّه متأخّر از فعل است .
اكنون اگر گفته شود : اين را مىپذيريم كه خدايان متعدّد مفروض ، فاعل نظام خارجى هستند و در فعل خود از صور علميّه منتزع از افعال خود ، كه علومى ذهنى و حصولى و تابع موضوعات خارجى است ، تبعيت نمىكنند ؛ ليكن اين خدايان از زمرهء فاعلهاى علمى هستند و فاعل علمى از فعل خويش در مرتبهء ذات خود آگاه است و قبل از وقوع فعل بر آن وقوف دارد ، پس به چه دليل نتوانند قبل از فعل با يكديگر از روى صلح و دوستى توافق كنند و علم خود را هماهنگ سازند ؟ « 1 »
گوييم : علم و آگاهى كه فاعل علمى نسبت به فعل خويش پيش از ايجاد آن دارد علم حضورى است - چنانكه پيش از اين بدان اشاره شد و در فصول بعد نيز خواهد آمد - و ملاك اين علم حضورى در فاعل علمى آن است كه خود ، كمالات وجودى معلولهاى خويش را به نحو برتر و شريفتر دارا باشد و بين فاعل و فعل او لزوماً بايد سنخيّت باشد . « 2 »
بنابراين فرض همكارى و هماهنگى خدايان متعدد در مرتبهء علم حضورى ذاتى ،
هامش
( 1 ) . رجوع شود به مبحث علت فاعلى و اقسام آن در فصل ششم و هفتم از مرحلهء هشتم ، ص 307 و 308 همين كتاب
( 2 ) . در مبحث علت فاعلى ، به اثبات رسيد كه هر فعلى از فاعلى صدور نمىيابد ، چون فعل با فاعل سنخيت وجودى دارد