تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 469

مساهمون:

ص٤٦٩
مىكشد و تباهى نظام هستى را در پى دارد . بيان مطلب اين است كه : كثرت جز به وسيلهء آحاد تحقق‌پذير نيست و آحاد جز از طريق امتياز يك واحد از واحد ديگر ممكن نمىشود ؛ و تمايز بين واحدها صورت‌پذير نيست مگر آن‌كه هر واحد در ذات خود جهتى را دارا باشد كه واحد ديگر آن را فاقد است و به واسطهء اين وجه امتياز هر واحد از ديگرى متمايز گردد . « 1 » همهء اينها از ضروريّات عقلى است ، و از آن‌جا كه سنخيّت بين فاعل و فعلش ، موجب مغايرت و امتياز فعل يك فاعل با فاعل ديگر است ، هرگاه در جهان هستى خدايان متعدّد باشد ، حتى اگر با يكديگر در انجام يك فعل واحد اجتماع و همكارى داشته باشند ، يا هر يك از آنها در ادارهء يك بخش از امور جهان مستقلًا عمل كند ، مانند خداى آسمان ، خداى زمين خداى انسان و جز آن ، با اين حال موجب تباهى عالم خواهد شد و بين اجزاء آن ناهماهنگى و تدافع پيش خواهد آمد و نظام از هم خواهد گسيخت . و چون در نظام كنونى جهان هماهنگى و وحدت حكمفرماست ، شبههء چند خدايى منتفى است . اكنون اگر گفته شود ، استوارى و هماهنگى شگفت‌انگيزى كه بر تمامى اجزاء جهان حاكم است گواه آن است كه اين تدبير از روى علم و حكمت جارى است و اصول علمى و قوانين فلسفى نيز مؤيّد اين است كه جهان مشهود به وسيلهء علل مجرّد از ماده اداره مىشود . اين را هم مىپذيريم كه خدايان متعدّد كه از حيث عدد و ذات از يكديگر متمايز هستند موجب اختلاف افعال و برخورد و فساد نظام مىگردند ، اما چه اشكال دارد كه آنان با يكديگر همكارى و توافقى در ادارهء جهان ميان خود برقرار كنند و براى حفظ و صلاح نظام واحد هماهنگى داشته باشند ، به‌ويژه آن‌كه خدايان از
هامش
( 1 ) . ممكن است در انديشهء غيرفلسفى خطور كند كه بين هزاران مهرهء يك رنگ كه همه با يك قالب ريخته شده ، چه‌وجه امتيازى هست ، يا در ميان دانه‌هاى گندم و نظاير آنها . بايد توجه داشت كه مكان و وضع در همهء همانندها مختلف است ، صرف‌نظر از امور ديگر ، البته اين در مورد همانندهاى مادى است