دليل بطلان ، آن است كه ايشان قدرت را همان چيزى مىدانند كه فعل و ترك را براى فاعل ممكن مىسازد ، آنگاه مىبينند كه مثلًا انسان فعلى را ترك مىكند و پس از مدتى آن را انجام مىدهد و نتيجه مىگيرند كه قبل از انجام فعل ، انجام و ترك آن براى فاعل درست بوده است و اين را قدرت مىپندارند .
از اين گذشته اين قول ، با متوقف بودن فعل بر قدرت ، كه خود آن را پذيرفتهاند ، منافات دارد و اگر قدرت و فعل با هم حدوث يابند ، ديگر توقف يكى بر ديگرى چه معنى تواند داشت .
نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 384
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٨٤