مرحلهء دهمسبق و لُحوق و قدم و حدوث
فصل اول : سبق و لُحوق يا تقدّم و تأخّر
گويا اولين معنايى كه از تقدم و تأخر به ذهن انسان مىرسد ، از طريق حواسّ باشد .
بدين ترتيب كه چيزى را بهعنوان مبدأ مشترك بين دو چيز در نظر مىگيريم بهطورى كه هر نسبتى كه يكى از آنها با آن دارد ديگرى هم داشته باشد آنگاه مىبينيم كه تمامى آنچه را اولى دارد دومى ندارد . از اينجا ، اولى را به تقدّم موصوف مىكنيم و دومى را به تأخّر . مثلًا ، محراب مسجد را مبدأ مشترك بين امام و مأموم فرض مىكنيم و مشاهده مىكنيم كه آن نسبت نزديكى كه امام نسبت به محراب دارد ، مأموم ندارد . امام را تقدّم و مأموم را متأخر گوييم .
واضح است كه وصف تقدم و تأخّر با تغيير مبدأ مفروض ، دگرگون خواهد شد ؛ چنانكه اگر مبدأ را بر خلاف مثال مذكور بهجاى محراب ، درب مسجد فرض كنيم مأموم متقدم خواهد بود و امام متأخّر .
در اين نيز تفاوتى نيست كه ترتيب تقدم و تأخّر وضعى و اعتبارى باشد ، چنانكه در مثال قبل بود و يا ترتيب ، طبيعى باشد چنانكه مثلًا جسم و پس از آن نبات و پس از آن حيوان و پس از آن انسان را در نظر بگيريم . حال اگر جسم را مبدأ فرض كنيم ، نبات متقدم و حيوان متأخر خواهد بود و اگر انسان را مبدأ قرار دهيم حيوان متقدم و نبات