مرحلهء نهمقوه و فعلتوضيح دربارهء دو اصطلاح قوه و فعل
وجود هر چيز را چنانكه با آثار مطلوب خود در خارج متحقق باشد « فعل » نامند و گويند وجود آن بالفعل است ، و امكان وجود شىء را پيش از تحقّق خارجى آن « قوه » نامند و گويند وجود آن بالقوّه است . مثلًا نطفه تا هنگامى كه نطفه باشد ، انسان بالقوّه است و پس از آنكه به انسان تبديل شد و با همهء آثار خارجى خاصّ انسان تحقق يافت آن را انسان بالفعل گويند .
گويا لفظ قوه در به دو امر ، در معنى مبدأ افعال سخت و شديد وضع شده است سپس معنى آن را گسترش داده و بر مبدأ انفعالات سخت نيز اطلاق كردهاند ؛ با اين توهّم كه انفعال هم مانند فعل و تأثير داراى مبدأ است . پس از آن باز هم در معنى توسّع داده و قوه را بر مطلق مبادى انفعال در اشياء اطلاق كردهاند ، بدين گمان كه سختى و آسانى انفعال از يك سنخ واحد تشكيكى است . از اينرو در استعمالات عامّهء مردم متداول است كه ، در قوّهء فلان چيز است كه چنين و چنان شود ، يا فلان امر در اين چيز بالقوه است .
حكما همين كه متوجه شدند صور و اعراض حادث زمانى قبل از وجود داراى امكانى هستند كه با آن حيثيت قبول و انفعال كه عامّهء مردم آن را قوه مىنامند تطبيق