تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 342

مساهمون:

ص٣٤٢
است . چنان‌كه قبلًا صورت نباتى ، صورت تحصّل‌دهندهء مادّهء ثانويّه ، يعنى جسم است و كليّهء آثار و افعال نباتى و جسمى را به همراه دارد . حال اگر صورت حيوانى بر آن درآيد ، صورت نباتى جزئى از مادّهء آن مىشود و صورت حيوانى همهء آثار و افعال صورت نباتى را تملّك مىكند و به همين ترتيب هر صورت جديدى كه بر شىء درآيد ، صورت‌هاى پيشين جزئى از مادّهء آن خواهد شد و صورت جديد همهء افعال و آثار صورت‌هاى سابق را تصاحب خواهد كرد ؛ و قبلًا در جاى خود به اثبات رسيد كه صورت اخير ، حقيقت نوع را در بر دارد . هم‌چنين بايد دانست كه تركيب بين ماده و صورت تركيب انضمامى نيست - آن چنان‌كه فلاسفه و متكلّمان پنداشته‌اند - بلكه تركيب آنها اتحادى است و بديهى است كه اجتماع دو امر ، يكى مبهم و ديگر محصّل و يكى بالقوّه و ديگرى بالفعل ، اقتضا دارد كه تركيب آنها اتّحادى باشد ، زيرا در غير اين صورت مركب حقيقى به وجود نمىآيد و از تركيب آن دو ، نوع جديدى با آثار و افعال خاصّ به حصول نمىپيوندد .

فصل پانزدهم : علت جسمانى

علل جسمانى از جهت فعل و تأثير نامتناهى نيستند بلكه از حيث اندازه و شدّت و مدّت تأثير ، محدودند . دليل آن اين است كه انواع جسمانى ، هم در جوهر متحرك هستند و هم در اعراض و نتيجتاً نيروهاى فعّاله و طبايع همهء انواع جسمانى مرتّباً در حال تجزيه و انقسام به اجزاء و ابعاض است و هر يك از اجزاء آن از جهت ذات و اثر محدود ، و در ميان دو عدم كه از پيش و پس آن را احاطه كرده‌اند محصور است . « 1 »
هامش
( 1 ) . هر نوع جسمانى از آن‌جا كه متحرك است و از صورتى به صورتى ديگر انتقال پيدا مىكند و با هر صورت جديد ، نوعيتى تازه به آثار و افعال خاصّ آن مىيابد در هر مرحله‌اى از حركت خود ميان دو عدم محصور است . بدين معنى كه هر نوعيّت قبل از تحقق و فعليت معدوم است و بلافاصله بعد از فعليت نيز با ادامهء حركت و از دست دادن صورت فعلى به عدم باز مىگردد و نوعيّت و صورت ديگرى جاى آن را مىگيرد ؛ هر متحركى بين دو عدم قرار دارد
نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 342 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مهدى تدين