تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 335

مساهمون:

ص٣٣٥
به‌صورت انگشتى اضافى درخواهد آورد . در متساوى الوقوع و اللاوقوع نيز مسئله به همين ترتيب است مانند ايستادن و نشستن زيد . « 1 » بنابراين علل و اسباب حقيقى امور ، داراى تأثير دائمى است و در فعل و غايت مترتّب بر آن هيچ‌گونه تخلّف و تعطيل وجود ندارد . پس قول به اتّفاق ، ناشى از جهل نسبت به اسباب و علل حقيقى است و نسبت دادن غايت به فعل و فاعلى غير از فعل و فاعل حقيقى آن . مثلًا ، يافتن گنج اگر به سبب ذاتى و اصلى آن يعنى حفر چاه به شرط محاذات آن با گنج پنهان شده در خاك نسبت داده شود ، غايتى ذاتى و دائمى خواهد بود و ربطى به اتّفاق و بخت ندارد ، ليكن اگر به مطلق حفر چاه نسبت داده شود بدون هيچ‌گونه شرط ديگر ، در آن صورت اتّفاق خواهد بود ؛ يعنى نسبت دادن غايتى عرضى به چيزى غير از سبب ذاتى و دائمى آن . هم‌چنين ، مردن كسى كه براى پناه گرفتن به خانه‌اى داخل مىشود و بر اثر انهدام خانه مىميرد ، اگر چنانچه به سبب ذاتى و علت دائمى آن ، يعنى داخل شدن در خانه‌اى كه در حال فرو ريختن است و درنگ كردن در آن تا هنگام وقوع انهدام ، نسبت داده شود در آن صورت غايت ذاتى و دائمى خواهد بود ؛ ليكن اگر به مطلق داخل خانه شدن براى سرپناه نسبت داده شود ، امرى اتفاقى و غايتى عرضى خواهد بود كه به چيزى غير از سبب ذاتى خود نسبت داده شده است . در مثال‌هاى ديگرى كه براى اتفاق ذكر كرده‌اند نيز امر بر همين منوال است .
هامش
( 1 ) . چنان‌كه قبلًا به اثبات رسيده است هيچ امرى به وقوع نمىپيوندد مگر آن‌گاه كه وجودش واجب گردد و آنچه‌واجب‌الوجود شود طبعاً علتش موجود است و وجوب وجود معلول ، از ناحيهء علت است ، پس هر چه واقع شود در اصل و از اساس دائمى الوجود بوده است و اگر اكثراً و يا ندرتاً واقع نشود ، در صورتى كه علت آن موجود باشد ، به سبب وجود مانع خواهد بود ؛ اعم از آن‌كه مانع ارادى و اختيارى باشد - مثل اعمال اختيارى انسان - و يا طبيعى . بنابراين اگر مانعى در كار نباشد ، با وجود علل فاعلى و مادى و صورى ، هيچ امرى غيردائمى نخواهد بود . پس اتفاق چه معنى دارد ؟ بديهى است كه نفى علت غائى به نفى علت فاعلى نيز خواهد انجاميد
نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 335 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مهدى تدين