نفوس حيوانى و صور منطبع در ماده امر بر اين منوال است . در اينگونه افعال ، فاعل از طريق ايجاد حركت ، بر غايات خود دست مىيابد در حالى كه حركت ، مطلوب اصلى نيست بلكه غايت حركت ، مقتضاى فاعل است . فاعل ، حركت را ايجاد مىكند تا غايت آن را به دست آورد . حال ممكن است كه غايت فعل به خود فاعل باز گردد چنانكه كسى از رنجورى شخصى اندوهگين شود و در صدد رفع ناراحتى وى برآيد تا خويشتن را از اندوه آسوده سازد ، و يا ممكن است غايت فعل به ماده باز گردد ، چنانكه كسى در وضع نشستن يا ايستادن خود از طريق حركت تغييرى ايجاد كند ، و يا ممكن است غايت فعل به چيزى غير از اينها عايد گردد چنانكه كسى يتيمى را مورد اكرام قرار دهد تا آن يتيم شادمان شود .
2 . براى فاعلهاى علمى ، غايت همواره قبل از فعل معلوم است ، هر چند كه غايت طبعاً پس از فعل تحقّق مىيابد و مترتب بر آن است . اين بدان سبب است كه اينگونه فاعلها فعل خود را اراده مىكنند و اراده به هر نحو كه باشد همواره مسبوق به علم است . حال اگر فعل با تحريك همراه باشد ، حركت صرفاً براى غايت مورد اراده و خواست فاعل است ، يعنى ، غايت قبل از فعل مورد ارادهء فاعل قرار گرفته است ؛ و اگر حركتى در كار نبود و خود فعل غايت واقع شد ، در آن صورت ارادهء آن فعل و علم بدان در حقيقت ارادهء غايت و علم بدان خواهد بود .
اما اينكه گفتهاند : « غايت از حيث تصور قبل از فعل است و از حيث وجود بعد از آن » حكمى است كه در مورد فاعل غيرعلمى همچون طبايع صدق نمىكند ، زيرا در اينگونه فاعلها ، علم وجود ندارد .
همچنين ، قول بعضى مبنى بر اينكه علت غائى ، علت فاعليّت فاعل است ، سخنى خالى از مسامحه نيست ، زيرا فاعلهاى طبيعى داراى علم نيستند تا غايات افعال ، معلوم و نزدشان حاضر باشد و به فاعل فاعليّت بخشد . از حيث وجود خارجى نيز غايت از جهت وجودى مترتب بر وجود فعل است و فعل همواره متأخّر از فاعل ،
نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 322
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص٣٢٢