تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 239

مساهمون:

ص٢٣٩
1 . پيش از اين گفته شد كه هفت مقوله از مقولات را اعراض نسبى گويند كه عبارتند از : اضافه ، اين ، متى ، وضع ، جِده ، فعل و انفعال . معنى نسبيت در اين مقولات اين است كه اين‌گونه اعراض بر هيأت‌هايى اطلاق مىشود كه به واسطهء وجود نسبت‌هاى خاصّ موضوع ، بر آن عارض مىگردند . بنابراين نبايد اين مقولات را عين نسبت‌هاى وجودى بين اشياء تصور كرد . چنان‌كه در مبحث وجود رابط و مستقلّ روشن شد كه نسبت داراى وجود رابط است يعنى وجودش در ديگرى و از ديگرى است و استقلال وجودى ندارد تا بر هر چيزى حمل شود يا چيزى بر آن حمل گردد ، و بالنتيجه داراى ماهيت نيست ، زيرا ماهيت در پا سخ « آن چيست ؟ » واقع مىشود و اين در مورد نسبت صادق نيست ، در حالى كه ، مقولات ماهيات جنسى هستند . بنابراين ، نسبت نه مقوله است و نه تحت مقوله‌اى درمىآيد . از اين گذشته ، نسبت در برخى از اين مقولات متكرّر است ، مانند مقولهء اضافه ، در صورتى كه مكرّر بودن در مورد ماهيت ، بىمعنى است . در مقولهء اضافه تكرار نسبت وجود دارد و در مقولهء وضع ، تعدّد نسبت ؛ چنان‌كه نسبت بعض از اجزاء با بعض ديگر و نسبت مجموع اجزاء با خارج و بسيارى نسبت‌هاى ديگر وجود دارد . پس روشن شد كه مقولهء نسبى ، هيأتى است كه از نسبت موجود در شىء بر آن عارض مىشود . « 1 » 2 . اضافه عبارت است از هيأتى كه براى يك شىء از نسبت آن به شىء ديگرى حاصل مىشود كه آن شىء نيز با شىء اول نسبت دارد . چنان‌كه هيأت اضافهء موجود
هامش
( 1 ) . خلاصهء اين بحث آن است كه از نسبت اشياء به اشياء و امور ديگر صفات و احوالى در آنها به وجود مىآيد كه آنها را اعراض نسبى يا مقولات نسبى بايد ناميد ، نه خود آن نسبت‌ها را . چنان‌كه مثلًا ، از نسبت جسم به مكان و زمان هيأت اين و متى براى جسم حاصل مىشود كه آن هيأت نه خود مكان يا زمان است و نه نسبت بين جسم و زمان و مكان ، بلكه از برقرارى نسبت بين آن دو ، اين حالت عرضى براى جسم به وجود مىآيد