تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 238

مساهمون:

ص٢٣٨
يادآورى . آنچه در مورد كيف و احكام و خواص آن گفته شد ، مطالبى است كه از حكماى پيشين بازمانده است ، اما در دوران اخير دانشمندان علوم طبيعى در اين باره تحقيقات عميقى به عمل آورده و در آنچه پيشينيان كيف مىناميده‌اند ، حقايق جديد و جالب توجهى كشف كرده‌اند و بر پژوهشگران انديشمند است كه بدانها مراجعه نمايند و در بحث‌هاى خويش آراء ايشان را مورد توجه قرار دهند . « 1 »

فصل شانزدهم : اضافه

در اين فصل پنج مبحث وجود دارد :
هامش
( 1 ) . اصولًا ، تقسيم‌بندى ماهيات تحت اجناس عاليهء ده‌گانه يا مقولات عشر ، كه از مأثورات حكماى مشّاء و از مواريث فلسفهء ارسطويى است با آن‌كه در طول تاريخ فلسفه ، اصلاح‌ها و تجديدنظرهايى در آن صورت گرفته و تعاريف جوهر و مقولات نُه‌گانهء عرضى در طىّ زمان تغييرات و تحولاتى يافته است ، اما در فلسفهء جديد ، اين‌گونه تقسيم‌بندى از اساس مورد ترديد و انتقاد واقع شده است . از جمله چنان‌كه مؤلّف رحمه الله خود بدان توجه داشته‌اند بعضى از آنچه به‌عنوان كيفيّات و تحت مقولهء كيف قرار داده شده است ، بر اساس تحقيقات علمى جديد نه فقط كيف محسوب نمىشود بلكه اطلاق عرض نيز بر آنها طبق اصول و تعاريف فلسفهء قديم هم صحيح نتواند بود ، به‌ويژه آنچه در فلسفهء سنّتى تحت عنوان كيفيّات حسّى واقع شده است . در فيزيك جديد ، حقيقت بسيارى از اعراض كيفى فلسفهء قديم مانند نور ، رنگ‌ها ، حرارت و برودت ، طعم ، بو ، صوت و غيره روشن گرديده و نه تنها جوهريّت ، بلكه جسميّت بيشتر آنها به ثبوت رسيده است ، بنابراين وجود آنها در موضوع بدان معنى نيست كه صرفاً به معنى وصف و حال شىء در تصور آيند ، بلكه معيّت آنها با موضوع مانند معيّت اجزاء يك كلّ با يكديگر است . چنان‌كه رابطهء نور و جسم نيّر ، با رابطهء برگ و شاخ با درخت ، چندان تفاوتى ندارد ، زيرا نور ذرّاتى است مادى كه بر خلاف نظر پيشينيان از نيّر به اطراف تموّج مىيابد و از جايى به جايى منتقل مىشود . پس عمده‌ترين خاصّهء عرض كه عدم امكان نقل باشد ، در مورد آن درست نخواهد بود . بسيارى از مسائل را نيز ، فيزيولوژى اعصاب و كشفيّات جديد در مورد ساختمان عصبى و مغز انسان در ارتباط با محسوسات حل كرده است كه طبق توصيهء مؤلّف رحمه الله بايد مورد توجه كامل قرار گيرد