تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 207

مساهمون:

ص٢٠٧
بايد دانست كه ، گرچه اين مسئله در مورد تجرّد صورت جسميّه طرح و اثبات گرديده ليكن ، دليل مذكور در مورد هرگونه صورتى كه موضوع اعراض و صور كمالى واقع گردد ، جارى خواهد بود . پس از اين در بحث از حركت جوهرى روشن خواهد شد كه جوهر مادى در صور گوناگون خود حركت خواهد كرد تا به مرحله‌اى از فعليت برسد كه ديگر هيچ‌گونه قوه‌اى با آن نباشد و اين امر با لبس بعد از لبس ، ميسّر است نه با خلع و لبس . « 1 » بنابراين ، مجرّد شدن صورت مادى از ماده تا هنگامى محال خواهد بود كه حركت در كار باشد و پس از پايان حركت و رسيدن به فعليت محض ، تجرّد صورت محال نخواهد بود . اين مطلب را سخن شيخ‌الرئيس و صدرالمتألّهين نيز تأييد مىكند كه گفته‌اند : ماده داخل در حدّ جسم نيست ، آن‌چنان كه اجناس در حدّ انواع خود قرار دارند . يعنى در ماهيت جسم كه جوهرى است قابل ابعاد سه‌گانه ، خبرى از ماده نيست كه خود جوهرى است كه قوّهء اشياء در آن است ، ليكن جسم در حدّ جسم نامى قرار دارد و جسم نامى در حدّ حيوان و حيوان در حدّ انسان .
هامش
( 1 ) . منظور اين است كه تبدل صور گوناگون ماده بدان صورت نيست كه صورتى از بين برود و از ماده خلع شود و ماده پس از آن به‌صورت جديدى متلبّس گردد ، زيرا اگر كون و فسادى در صور باشد لازمهء آن اين خواهد بود كه ماده نيز با خلع هر صورت معدوم گردد ، چون قبلًا ثابت شد كه صورت شريك علت وجودى ماده است . بنابراين تبدّل صورت‌هاى گوناگون در اجسام و موجودات مادى به‌صورت لبس بعد از لبس است ، يعنى صور متبدل به وجود واحد سيّالى موجود است و جوهر مادى در آنها حركت مىكند و اين حركت ماده در صور گوناگون ، همان حركت جوهرى است كه بحث آن پس از اين خواهد آمد . بنابرانى صور مختلف به‌طور اتّصالى و با يك وجود واحد براى ماده وجود دارد ، و هر يك از صورت‌ها حدّ خاصّى است از آن حركت جوهرى ماده