تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 205

مساهمون:

ص٢٠٥
ابهام وجودى ، و قوه بودن محض ، ضعيف است . در حالى كه وحدت صورت كه شريك علت محسوب است ، متكى به وحدت علت فاعلى مفارق است . چگونگى حفظ و نگهدارى ماده به وسيلهء صورت ، توسّط علت مفارق ، چنان است كه براى جلوگيرى از انهدام يك سقف و حفظ آن ، مرتباً ستونى را به‌جاى ستونى ، در زير آن نصب كنند . پس از اين ، در مباحث حركت جوهرى ، روشن خواهد شد كه چگونه صورت‌هاى گوناگون و متعدد ، به‌طور پى در پى ، بر ماده درمىآيد . از آنچه گذشت معلوم شد كه هرگونه فعليت و تحصّلى كه بر ماده عارض گردد به واسطهء صورت است ، زيرا صورت است كه داراى فعليت و تحصّل است و شريك علت فاعلى ماده مىباشد . نيز ، صورت از جهت وجودى متقدّم بر ماده است هر چند كه ماده بر آن تقدّم زمانى دارد . « 1 » اكنون مىپردازيم به صورت جسميّه تا ثابت كنيم كه آن نيز از ماده جدايىپذير نيست . گوييم : جسم از هر نوعى كه باشد ، خالى از عوارض مفارق ، مانند حركات گوناگون و كم و كيف و وضع و اين و غيره نخواهد بود . صورت‌هاى نوعيه نيز به‌طور پى در پى بر آن درخواهد آمد و بديهى است كه اين اعراض و صور گوناگون براى آن‌كه بتواند بر جسم درآيد بايد مسبوق به امكان و استعدادى باشد كه حامل آن جز ماده نتواند بود ، پس جسم جز در ماده ، تحقق نخواهد يافت و جسميّت بدون ماده ممكن نيست . هم‌چنين ، جسم از آن نظر كه جوهرى است قابل ابعاد سه‌گانه ، طبيعت نوعى تام
هامش
( 1 ) . در مباحث مربوط به تقدّم و تأخّر و اقسام سبق و لحوق ، فرق ميان تقدم وجودى و تقدم زمانى روشن خواهد شد . آنچه در اين‌جا ذكرش ضرورى است آن است كه ، صورت در وجود بر ماده مقدم است ، زيرا نسبت بدان جنبهء فاعلى دارد و علت در وجود مقدّم بر معلول است ، ليكن در زمان ، كه موضوع با واسطهء آن ماده است ، ماده بر صورت تقدم دارد
نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 205 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مهدى تدين