بعضى از حكما برآنند كه تعداد مقولات چهار است ، چون مقولات نسبى را يك مقوله بهشمار آوردهاند ، بدين ترتيب مقولات عبارت خواهد بود از : جوهر ، كم ، كيف ، نسبت .
ليكن با بيانى كه گذشت بطلان اين قول آشكار است ، يعنى « نسبت » داراى مفهوم ماهوى نيست بلكه مفهومى است منتزع از نحوهء وجود ، و اگر تنها عموميّت داشتن مفهوم را ملاك مقوله بودن آن فرض كنيم ، بايد همهء مقولات را زير دو عنوان جوهر و عرض قرار دهيم ، چون مفهوم عرض بر همهء مقولات غير از جوهر صدق مىكند ؛ بلكه مىتوانيم همه را يك مقوله بدانيم ، مثل ماهيت يا شىء .
شيخ اشراق ، بر آن است كه عدد مقولات پنج است : جوهر ، كم ، كيف ، نسبت ، حركت ، كه البته همهء ايرادات قبل بر اين قول هم وارد است ؛ اضافه بر اينكه حركت ،
نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 184
مساهمون: السيد محمدحسين الطباطبائي
ص١٨٤