تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 182

مساهمون:

ص١٨٢
چنان‌كه پس از اين خواهد آمد . بنابراين ، فوق همهء اجناس ، اجناسى هست كه بالاتر از آنها جنسى نيست و آنها را مقولات مىنامند . بدين ترتيب روشن مىشود كه : اوّلًا : مقولات از بسايطند و از جنس و فصل تركيب نيافته‌اند ، و گرنه بايد بالاتر از آن جنسى وجود داشته باشد كه اين خلاف فرض است . ثانياً : مقولات از حيث ذات ، بايد به‌كلّى با يكديگر متباين باشند ، در غير اين صورت بايد بين آنها امر ذاتى مشتركى وجود داشته باشد كه همان جنس است و بالنتيجه بالاتر از آنها ، جنسى قرار خواهد داشت كه اين نيز خلاف فرض است . ثالثاً : يك ماهيت واحد تحت بيش از يك مقوله درنمىآيد ، بنابراين يك شىء نمىتواند هم جوهر باشد و هم « كم » و يا هم « كم » باشد و هم كيف و غيره . از اين اصل چنين نتيجه مىگيريم كه هر معنايى كه در بيش از يك مقوله قرار گيرد ، اساساً از جنس هيچ مقوله‌اى نتواند بود ، زيرا اگر چيزى در دو يا چند مقوله داخل گردد بايد از دو يا چند جنس متباين باشد كه امرى است محال . مثلًا ، كليّه مفاهيمى كه هم بر واجب و هم بر ممكن صدق مىكند ، تحت هيچ مقوله‌اى درنمىآيد ؛ چنان‌كه پيش از اين بدان اشاره شد . رابعاً : ماهيات‌بسيطه ، مانند فصول جوهرى و انواع منحصر در يك فرد - اگر وجود داشته باشد - از مقولات خارج است . اين مطلب قبلًا در مبحث ماهيت نيز گفته شد . خامساً : وجود واجب و وجود ممتنع از مقولات خارج است ، زيرا هيچ‌يك از آنها داراى ماهيت نيست و مقولات چنان‌كه ذكر شد ماهيات جنسيّه‌اند . « 1 »
هامش
( 1 ) . پيش از اين در مبحثى تحت عنوان « واجب‌الوجود از همهء جهات واجب‌الوجود است » ثابت گرديد كه واجب‌الوجود داراى ماهيت نيست ، زيرا ماهيت ، موضوع و امكان است و در واجب بالذات جهت امكانى وجود ندارد . ممتنع‌الوجود نيز اساساً معدوم است و معدوم هيچ ندارد ، پس ماهيت هم ندارد . بدين ترتيب ثابت مىشود كه واجب و ممتنع تحت هيچ مقوله‌اى درنمىآيد ، زيرا مقولات اجناس عاليه‌اند و اجناس از ماهيت كلّى به‌شمار مىروند و هر چه ماهيت ندارد تحت هيچ مقوله‌اى در نخواهد آمد
نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 182 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مهدى تدين