تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 183

مساهمون:

ص١٨٣
حكماى مشّاء كليّه مقولات را ده مقوله دانسته‌اند كه عبارتند از : جوهر ، كم ، كيف ، وضع ، اين ، مَتى ، جِده ، اضافه ، فعل ( انْ يفعل ) و انفعال ( ان ينفعل ) . نظريّهء ايشان در ده‌گانه بودن مقولات ، مبتنى بر استقراء است و گرنه برهانى بر آن اقامه نشده است كه عقلًا ثابت كند غير از مقولات ياد شده ، مقولهء ديگرى كه اعمّ از همه يا بعض از آنها باشد وجود نتواند داشت . البته مفهوم ماهيت يا شىء يا موجود و امثال آن‌كه بر همهء مقولات صادق است ، و نيز مفهوم عَرَض و هيأت و حال و امثال آن‌كه بر نُه مقولهء ديگر - غير از جوهر - صدق مىكند و يا « هيأت نسبى » كه بر هفت مقولهء اخير از ده مقوله فوق‌الذكر صدق مىكند [ هفت مقولهء اخير از وضع تا انفعال را اعراض نسبى گويند ] همهء اينها مفاهيم عامّى است كه از نحوهء وجود ماهيات انتزاع يافته و خارج از سنخ ماهيت است . ماهيت شىء ذات آن است كه در پاسخ ما هو ، يعنى آن چيست ؟ گفته مىشود . و شىء تا وجود نداشته باشد هويت نخواهد داشت و شيئيت شىء است كه وجود دارد ، اگر چيزى شيئيّت نداشته باشد موجود نيست . عرَضيّت شىء نيز بدين معنى است كه وجود آن قائم به غير است و معنى هيأت و حال هم قريب به همين معنى است . نسبيّت شىء هم بدين معنى است كه وجود آن ، فى غيره است و خارج از غير نتواند بود . همهء اين مفاهيم ، منتزع از نحوهء وجود است و بر بيش از يك مقوله قابل حمل است ، پس نمىتواند جزء مقولات به‌شمار آيد . « 1 »
هامش
( 1 ) . بحث بر سر اين است كه آيا فوق مقولات ده‌گانه معروف كه در متن ذكر شده است مقولهء ديگرى اعمّ از آنها يافت نمىشود ؟ بعضى تصور كرده‌اند كه اگر ترتيب تصاعدى اجناس را دنبال كنيم ، بالاتر از مقولات ياد شده به مفاهيمى مىرسيم از قبيل : موجود ، شىء ، ماهيت كه بر همهء آنها صدق مىكند ، پس مىتوان همهء مقولات را يكى دانست . يا بعضى از مفاهيم مانند عرضيت يا هيأت و حال و نسبيت كه بر گروهى از مقولات صادق است و تعداد مقولات را كاهش مىدهد . پاسخ اين است كه اين‌گونه مفاهيم از چگونگى وجود اشياء انتزاع يافته و از سنخ ماهيت نيست . چون مقصود از شمارش يا حصر مقولات آن است كه معلوم شود كه ماهيات كلّى را به چند دسته مىتوان تقسيم كرد و هر دسته تحت كدام جنس قرار مىگيرد كه بالاتر از آن جنس ديگرى متصور نباشد . پس از بررسى ماهيات به اين نتيجه خواهيم رسيد كه همهء آنها تحت ده عنوان قرار دارند كه مقولات عشر ناميده مىشود . يعنى با مطالعه در احوال و خصوصيات هر چيز و استقصاء در اجناس و فصول گوناگون آن ، سرانجام به مقولات ده‌گانهء فوق خواهيم رسيد . مثلًا اگر در مدادى كه روى ميز يا در دست داريد دقت كنيد ، امثال اين خصوصيات را خواهيم يافت . جسم است ، به رنگ قرمز است ، استوانه‌اى شكل است ، به طرز افقى قرار گرفته است ، طول آن 15 و قطر آن يك سانتىمتر است ، در دست نويسنده متحرك خواهد بود ، در اين تاريخ و ساعت بخصوص موجود است ، از مواد چوب و زغال ساخته شده است ، به طرز خاصّى در بين انگشتان انسان قرار مىگيرد ، عمل نوشتن را به وسيلهء آن مىتوان انجام داد و غيره . حال اگر همهء آنچه ذكر شد و بسيارى ديگر از آنچه را كه مىتوان ذكر كرد تحت اجناس خود دسته‌بندى كنيم ، خواهيم ديد كه بخشى از آن مربوط به ماهيات قائم به ذات آن است ، مثل جسم بودن و چوب بودن و غيره كه كلًا تحت عنوان جوهر قرار مىگيرد ، و بقيهء آنچه مربوط به رنگ و شكل و امثال آن است تحت عنوان كيف و بخشى مربوط به اندازه‌ها و ابعاد است كه تحت عنوان كم قرار مىگيرد و بقيّه تحت عنوان وضع و ايْن و اضافه و نسبت و غيره
نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 183 | السيد محمدحسين الطباطبائي / مهدى تدين