تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 156

مساهمون:

ص١٥٦
ماهيت به شرط شىء را مخلوطه و به شرط لا را مجرّده و لا به شرط را مطلقه نيز گويند . آنچه موضوع اين اعتبارات است ، همان ماهيت است كه كلّى طبيعى است و لا به شرط مقْسَمى ناميده مىشود و در خارج وجود دارد ، زيرا حداقل يكى از اقسام آن يعنى « مخلوطه » در خارج موجود است . آنچه از ماهيت كلى در يك فرد موجود است ، غير از آن است كه در فرد ديگرى وجود دارد . اين اختلاف اختلاف عددى است و گرنه كلّى در افراد خارجى به‌طور يكسان وجود دارد ؛ چون اگر اختلاف غيرعددى باشد ، واحد ، به كثرت متّصف خواهد شد كه محال است . به علاوه يك شىء واحد متصف به صفات متقابل خواهد گرديد كه آن نيز محال است . اين است معنى سخن حكما كه گفته‌اند نسبت ماهيت كلى به افراد ، مانند نسبت پدران متعدد به فرزندان متعدد است ، نه مثل نسبت يك پدر به فرزندان متعدّد . بنابراين كثرت ماهيت كلّى به واسطه كثرت افراد آن در خارج است و گرنه در ذهن ، كلى ، واحد مشترك بين افراد است . « 1 »

فصل سوم : كلّى و جزئى

شك نيست كه ماهيتى كه داراى افراد متعدّد است بر هر يك از افراد خود صدق
هامش
( 1 ) . اين بحث از آن‌جا ناشى شده كه برخى گفته‌اند ماهيت كلّى در خارج به عدد افراد موجود ، متعدد است و برخى ديگر گفته‌اند ، ماهيت در خارج واحد است ، و نيز برخى گفته‌اند ماهيت تنها در ذهن وجود دارد و در خارج موجود نيست و برخى به وجود آن در خارج نيز قائل شده‌اند . مؤلّف رحمه الله به پيروى از حكيم بزرگ ، استاد سَلَف خود صدرالمتألّهين بر آن است كه ماهيت كلى به تبع وجود افراد خود در خارج موجود است نه به‌طور مستقل ، و ثانياً : كثرت آن در خارج به واسطهء كثرت افراد است و با هر يك از افراد خود در خارج وجود دارد ، ليكن در ذهن به وصف كليّت و اشتراك واحد است و به وجود ذهنى موجود است . رجوع شود به اسفار ، ج 2 ، ص 8