تخطي إلى المحتوى الرئيسي

نهايت فلسفه ( ترجمه نهاية الحكمه ) ( فارسى ) — صفحة 153

مساهمون:

ص١٥٣
ساير معانى متقابل نيز مانند وجود و عدم از مرتبهء ذات ماهيت خارج است حتى آن معانى كه جزء لوازم ماهيت به‌شمار مىرود . بنابراين ماهيت از حيث ماهيت بودن نه واحد است و نه كثير ، نه كلّى است و نه جزئى و نه هيچ‌يك از معانى متقابل ديگر ، چنان‌كه عدد چهار در حدّ ذات نه زوج است و نه فرد .

فصل دوم : اعتبارات ماهيت 1

ماهيت از نظر خصوصياتى كه با آن همراه مىگردد در ذهن انسان سه‌گونه اعتبار « 1 »
هامش
( 1 ) 1 . اعتبارات سه‌گانهء ماهيت هم از نظر علماى منطق حائز اهميّت است و هم از نظر حكما و فلاسفه . منطقيان از آن‌جهت متعرض اين موضوع شده‌اند كه مفاهيم كلّى از حيث دلالت بر مصاديق خارجى يكسان نيستند و در تقسيم كليات به نوع و جنس و فصل و اعراض خاصّه و عامّه به چگونگى اعتبارات ذهنى و عقلى ماهيات كلّى و صدق آن بر مصاديق خارجى و تفاوت‌هاى آنها در اعتبارات سه‌گانه نيازمندند . اعتبارات سه‌گانه ماهيت بدين معناست كه انسان هر ماهيت را در ذهن و در خارج با چه خصوصياتى در نظر مىآورد ؟ مثلًا ماهيت انسان در ذهن انسان و در مواردى كه مفهوم انسان به‌طور كلّى مورد توجه است چند اعتبار دارد : اولين اعتبار كه آن را ماهيت مأخوذ به شرط شىء يا مخلوطه گويند اين است كه ماهيت انسان با تمام صفات و حالات و خصوصياتى كه يك انسان معيّن ، مثلًا زيد ، دارد در نظر گرفته شود و بر زيد اطلاق شود . يعنى هنگامى كه