مرحلهء پنجمماهيت و احكام آن
فصل اول
ماهيت به معنى آنچه در جواب « آن چيست ؟ » واقع مىشود ، چون در حدّ ذات هم مىتواند موجود باشد و هم مىتواند معدوم باشد ، بنابراين خود ذاتاً نه موجود است و نه معدوم ، يعنى موجود و ناموجود هيچيك در حدّ ذات ماهيت نيست ، هر چند كه در خارج خالى از اتّصاف به يكى از دو جانب - وجود يا عدم - نباشد ؛ ليكن آن بهعنوان يك صفت خارج از ذات است . به عبارت ديگر ، ماهيت به حمل اولى نه موجود است و نه ناموجود هر چند كه بر حسب حمل شائع يا موجود است و يا ناموجود .
منظور حكما از اينكه : رفع و نفى وجود و عدم از ذات ماهيت ، در حكم ارتفاع نقيضين از مرتبهء ذات است ، همان است كه گفته شد .
ارتفاع نقيضين از مرتبهء ذات ماهيت محال نيست ، بلكه محال ارتفاع نقيضين از كلّ واقع و همهء مراتب آن است . بدين معنى كه نقيض وجود مأخوذ در حدّ ذات ، عدم مأخوذ در حدّ ذات نيست بلكه عدم وجود مأخوذ در حدّ ذات است بدان نحو كه حدّ ذات كه مرتبهء مورد نظر است ، قيد وجود باشد نه قيد عدم ، يعنى نفى به تقيّد تعلّق گيرد نه آنكه نفى ، مقيّد به مرتبهء ذات باشد .
از اينرو گفتهاند : هرگاه از ماهيت ، به دو طرف نقيضين سؤال شود ، لازم است كه