اهالى مكّه با شنيدن اين خبر خيال كردند كه اين ممنوعيّت شامل اهل مكّه نيز مىباشد ، و لذا بيش از هر منطقهء ديگر در درياى غم و اندوه غوطهور شدند ، براى اين واقعه اشكها ريختند و نالهها سردادند .
روز بعد اعلام شد كه اهالى مكّه مىتوانند به عرفات رفته بر « جبل الرّحمه » صعود نمايند ، مشروط بر اينكه از كجاوه ، تخت روان و اشتران تيز پا استفاده نكنند .
قضات و ديگر اعيان و اشراف به اسب و شتر و غيره بر فراز جبل الرّحمه صعود كردند .
در اثناى وقوف در عرفات ، به جاى قاضى مكّه ، يكى از زنادقه به دستور سعود خطبه خواند ، آنگاه به سوى مكّه بازگشتند .
شبى كه از عرفات باز مىگشتند ، راهنماى حج از طرف شريف غالب مأموريّت يافت كه قاضى مكّه و قاضى مدينه را پيدا كرده ، به آنها ابلاغ نمايد كه به فرمان سعود از سمت قضاوت معزول مىباشند .
آنگاه اعلام شد كه : « عبدالرّحمان تيامينى » به عنوان قاضى مكّه تعيين شده است . پس از اندك مدّتى با ابلاغ سلام از طرف شريف غالب ، به آنها اعلام شد كه سعود مىخواهد با آنها ديدار نمايد .
بر اين اساس « محمّد خطيب زاده افندى » قاضى مكّه و « حكيم اوغلو سعدا بيك » - نوادهء على پاشا - قاضى مدينه ، با راهنمايى مأمور ياد شده ، با پاى پياده به : « معلّا » رفتند و با يك دنيا ترس و وحشت از ميان چادرهاى وهّابيان گذشتند و با ناراحتى فراوان به محلّ اقامت سعود رسيدند .
از طرفى ، نقيب مكّهء معظّمه ، « عطايى » نيز كه به آنجا دعوت شده بود ، همان لحظه از راه رسيد . هر سه با هم به اتاقى كه سعود با پسرش عبداللَّه در آن حضور داشت ، وارد شدند .
تاريخ الوهابيين ( تاريخ وهابيان ) ( فارسى ) — صفحة 99
مساهمون: مهدى پور
ص٩٩