حضرت رسالت پناه دوخته بودند .
تا آن روز چنين روز سياهى در مدينه مشاهده نشده بود .
سعود همهء نگهبانان بومى را از حصار مدينه خارج كرد و به جاى آنها نگهبانان وهّابى گماشت . و از ميان اهالى مدينه « حسن قلعى چاوش » را كه بيش از همه به او اعتماد داشت به عنوان « والى مدينه » برگزيد و عنوان فرماندهى قلعه را بر عهدهء او نهاد .
آنگاه خلعتى از جنس : « حسا » كه 5 ريال ارزش داشت بر اندام او پوشانيد و خود به سوى درعيّه باز گشت .
پس از مدّتى سعود تصميم گرفت كه در ايّام حجّ ، فريضهء حج را به جاى آورد . وهابيان نيز به همراه او در مراسم حجّ شركت كنند و علماى وهّابى در مسجد الحرام به نشر آيين ساختگى وهّابيت بپردازند .
از اين رهگذر دستور داد كه عزيمت به سوى خانهء خدا را همه جا اعلام كنند . جمعيّت انبوهى گرد آمد ، برخى پياده و برخى سواره به سوى خانهء خدا حركت كردند .
گروه بىشمار وهّابى به سوى خانهء خدا راه افتادند و علماى وهّابى ، رسالهء اعتقادات محمّدبن عبدالوهّاب را با خود برده ، حدود 10 روز در فضاى مقدّس مسجدالحرام به طور علنى براى حج گزاران خواندند و احكام وهّابيت را با بيان سادهاى كه براى بدويها قابل فهم باشد براى آنها تشريح كردند .
آنگاه سعودبن عبدالعزيز وارد مكّهء مكّرمه شد و مستقيماً به منزل شريف غالب در محلّهء « الْمُعَلّا » رفت .
به مجرّد ورود به خانهء مسكونى او ، آنجا را چون دير يهود ساخت و براى جلب توجّه مردم ، جامهء خاصّى موسوم به : « مشلخ » بر او خلعت داد . او نيز دست سعود را بعنوان بيعت فشرد .
تاريخ الوهابيين ( تاريخ وهابيان ) ( فارسى ) — صفحة 96
مساهمون: مهدى پور
ص٩٦