از آنجا كه در آن ايّام مسافرت از طريق جدّه به سوى مصر ممنوع بود ، آنها چارهاى نداشتند جز اينكه به قافلهء شام پيوسته ، تحت رهبرى صالح بن صالح از مكّهء معظّمه حركت كنند
از اين رهگذر ، حضرات قضات با قافلهء شام حركت كرده ، روز 16 ذيحجّة الحرام 1222 ه . به مدينهء منوّره رسيدند ولى دروازههاى مدينه را به روى خود بسته يافتند ؛ زيرا در اين فاصله ، يكى از اشقياى وهّابى به نام « عبدالرّحمان مطوّع » نامهاى براى سعود آورده بود ، كه در ضمن آن زيارت روضهء مطهّر رسول اكرم ممنوع اعلام شده بود .
اين شقى نامهء فوق را به يوسف پاشا اميرالحاج قافله ارائه داد و به او گفت : بايد بدون هيچ توقّفى از مدينه حركت نموده ، از طريق بغداد عزيمت نماييد . و اصرار فراوان نمود كه اين دستور سعود است و بايد اجرا گردد .
هدف مطوّع از اين پافشارى اين بود كه مسلمانان شيفتهاى كه با يك دنيا شوق و شعف به زيارت حرمين شريفين مشرّف شدهاند و اينك با دست خالى ، بدون توفيق زيارت حرمين برمىگردند ، بيش از پيش در درياى حسرت و محنت غوطهور شوند و رنج و مشقّت بيشترى را متحمّل شوند .
در اثر پافشارى سادات مدينه ، اين فرمان اجرا نشد و قافلهء شام در بيرون مدينه چادر زده ، براى محروميّت خود از انجام فريضهء حجّ و زيارت حرمين شريفين ، زانوى غم بغل كرده ، اشك حسرت ريختند .
در اين اثنا سعود از راه رسيد و به محكمهاى در نزديكى باب السّلام وارد شد . او زنديقى به نام « احمدبن ابونصر » را به عنوان قاضى مدينه منصوب كرد و دروازههاى حصار را بسته ، زايران روضهء مطهّر را از عتبه بوسى ، توسّل و زيارت ممنوع ساخته ، فرمان غارت كردن قافله را صادر نمود .
مفتى سابق مدينه ، اعيان و اشراف مدينه را جمع كرد و به آنها گفت :
تاريخ الوهابيين ( تاريخ وهابيان ) ( فارسى ) — صفحة 101
مساهمون: مهدى پور
ص١٠١