تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الوهابيين ( تاريخ وهابيان ) ( فارسى ) — صفحة 75

مساهمون:

ص٧٥
مكّه هر لحظه رو به كاهش مىباشد و در آينده‌اى نه چندان دور ، دين مقدّس اسلام از سرزمين حجاز رخت برخواهد بست ، از اين رهگذر به سعودبن عبدالعزيز گفت : « اگر شما پس از مراسم حجّ در مكّهء معظّمه بمانيد ، بىگمان در مقابل لشكر انبوهى كه مقرّر شده از پايتخت امپراتورى اسلامى وارد اين سرزمين شود ، قدرت مقاومت نخواهيد داشت و حتماً جان خود را از دست خواهيد داد ، من معتقدم كه شما خود را در اين مخاطره قرار ندهيد و پس از ايّام حجّ اين سرزمين را ترك كنيد . » اين تهديدهاى پندگونهء شريف غالب نه تنها موجب تخفيف در جنايات سعود نشد ، بلكه بر ميزان غرور و نخوت او افزود .

داستانى شگفت !

سعودبن عبدالعزيز در آن ايّام يكى از افراد صاحب كرامت را فرا خواند و به او گفت : « آيا حضرت محمّد صلى الله عليه و آله در قبر زنده است و يا - همانند عقيدهء ما - چون ديگران مرده است ؟ ! » آن مرد با فضيلت با كمال شجاعت در پاسخ گفت : « هو حىٌ في قبرِهِ » ؛ « پيامبر اكرم در قبر خود زنده است . » هدف سعود از اين پرسش اين بود كه براى كشتن آن مرد بافضيلت راهى پيدا كند و افكار مردم را براى كشتن و شكنجه نمودن او آماده سازد .