تخطي إلى المحتوى الرئيسي

تاريخ الوهابيين ( تاريخ وهابيان ) ( فارسى ) — صفحة 74

مساهمون:

ص٧٤
و شوكت انداخت و خود بازيگر ميدان شد و صفحهء جديدى از تجاوز و تعدّى به حقوق مردم را آغاز كرد . شريف غالب از دولت مركزى ( دستگاه خلافت ) به شدّت ناراحت بود كه چرا در اين مدّت به كمك مردم حجاز نشتافته و نيرويى براى يارى آنان نفرستاده‌اند و لذا در ميان مردم شايع كرد : « علّت اصلى سقوط حجاز در دامن وهّابيت و افتادن حرمين شريفين به دست اشقيا ، سهل انگارى و اهمال كارى وكلاى دولت مىباشد . » آنگاه براى تحريك غيرت دولت عثمانى ، به سعود پيشنهاد كرد كه راه حج را به روى قافله‌هاى مصر و شام ببندد ، ولى سعود احتياج به تشويق و تلقين نداشت و در جور و ستم ، گوى سبقت را از هر ستمگرى ربوده بود . سعود بدفرجام بسيارى از دانشمندان اهل سنّت را بىدليل به شهادت رسانيد و بسيارى از اعيان و اشراف را بدون هيچ اتّهامى به دار آويخت و هر كه را كه در اعتقادات مذهبى ثبات قدم نشان داد ، به انواع شكنجه‌ها تهديد كرد . آنگاه با كمال گستاخى مناديانى فرستاد كه در كوچه و بازار بانگ زدند : « ادخلوا فى دين سعود و تظلّوا بظلّه الممدود » : « هان اى مردمان ! به دين سعود داخل شويد و در زير سايهء گسترده‌اش مأوا گزينيد ! » با اين ندا مردم را رسماً به پذيرش آيين محمّدبن عبدالوهّاب فرا خواند . شريف غالب با يك ارزيابى دقيق متوجّه شد تعداد افرادى كه بتوانند در دين مقدّس اسلام پابرجا بمانند ، نه فقط در روستاها ، بلكه حتّى در خود شهر