شريف غالب را براى امضاى اين قرار داد نمىتوان مورد نكوهش قرار داد ، ولى مىتوان مسامحه و سهل انگارى او در جلب و جذب اردوى كافى براى حفظ حدود و ثغور مكّه ، پيش از اين محاصره را ، هفتمين اشتباه بزرگ او به شمار آورد .
جالبتر اينكه اهالى مكّه در آغاز محاصره ، توسطّ سيّد ميرغنى و شيخ محمّد عطاس به شريف غالب پيغام فرستادند كه :
« در صورت امكان از مردان قبايل اطراف كه پذيراى اوامر آن جناب هستند ، دعوت به عمل آوريد كه محاصره را شكسته ، ما را رها سازند ، و اگر اين مقدار ممكن نباشد ، حدّاقل آن مقدار بدوى جلب كنيد كه بتوانيم تا فرا رسيدن ايّام حجّ در مقابل وهّابيان مقاومت كنيم ، كه با فرا رسيدن موسم حج و آمدن قافلههاى مصر و شام طبعاً از تنگنا رهايى خواهيم يافت . »
شريف غالب در پاسخ گفت :
« اگر پيش از محاصره مىتوانستم بدويان را جذب نمايم اين محاصره اتّفاق نمىافتاد ، ولى اكنون راه جذب نيرو از بيرون ميسّر نيست ، و اگر بخواهم به امضاى صلحنامه رغبتى نشان دهم ، بىگمان ، تنفّر عموم را به خود جلب خواهم كرد . »
اين بيان ، خود نشانگر آن است كه شريف غالب به اشتباه خود در پيش بينى نكردن نيروى لازم معترف است .
آنگاه فرستادههاى مردم به او گفتند :
« اگر شما به تأسّى از جدّ بزرگوار خود حضرت رسول اكرم صلى الله عليه و آله به عقد پيمان اقدام كنيد ، از سنّت سنيّهء نبويّه پيروى كردهايد ؛ زيرا رسول
تاريخ الوهابيين ( تاريخ وهابيان ) ( فارسى ) — صفحة 72
مساهمون: مهدى پور
ص٧٢