شريف غالب با دريافت اين پيام ، بدون اينكه احدى را از قصد خود آگاه سازد ، سپاهى مجهّز فراهم آورد و به همراه شريف پاشا والى جدّه شبانه حملهور شد و قرارگاه وهّابيان را به منظور دستگيرى سعود از چهار طرف محاصره كرد امّا « سعودبن عبدالعزيز » با دسايس شيطانى از آنجا گريخت و ساير وهّابيان تقاضاى عفو نمودند كه با تقاضاى آنان موافقت شد و پس از خلع سلاح ، به آنها رخصت داده شد كه به روستاهاى خود باز گردند و بدينسان مكّهء معظّمه از وجود پليد وهّابيان پاك گرديد .
مدّت كوتاهى پس از آن ، حصار طائف نيز تسخير شد و عثمان مضايقى با سركردههاى تجاوزگرش ناگزير از فرار گرديد .
حصار طائف نه با قدرت و شوكت و نيروى قهريّهء شريف غالب ، كه با روح انقياد و حسن فرمانبردارى اعراب بنى ثقيف تسخير گرديد ؛ زيرا وهّابيانى كه در مكّهء معظّمه از عفو و عطوفت اسلامى برخوردار گرديدند و به سوى روستاهاى خود رها شدند ، با صلاحديد سعود به خانه و كاشانهء خود باز نگشتند ، بلكه دربين مكّه و طائف به راهزنى وچپاولگرى پرداختند .
شريف غالب به باديه نشينهاى نواحى طائف و رجال بنى ثقيف پيام فرستاد و از آنها خواست كه با تهاجم شديد خود به طائف ، عثمان مضايقى را از حصار طائف بيرون رانده ، مال و منال آنها را در ميان خود تقسيم كنند .
اعراب بنى ثقيف كه تشنهء چنين درگيرى و شيفتهء غنايم جنگى بودند ، با ديگر باديه نشينها دست به يكى شده ، به دهكدههاى « سلامه » و « مثنّى » در نزديكى طائف شبيخون زدند و همهء اموال و اشياى قيمتى آنان را به غارت بردند و سپاهيان عثمان مضايقى را كه براى دفع آنها دست به تهاجم زده بودند ، وادار به عقب نشينى نموده ، حصار طائف را ضبط كردند و پيروزى خود را به شريف غالب گزارش دادند .
تاريخ الوهابيين ( تاريخ وهابيان ) ( فارسى ) — صفحة 70
مساهمون: مهدى پور
ص٧٠